كه « بُت » وسيله تقرب آنها به سوى « اللَّه » است . لذا در آيهء شريفه مىفرمايد :
اگر از آفريدگار آسمانها وزمين از آنها سؤال نمايى ، مىگويند « اللَّه » خالق آنهاست . اگر خدا آنها را آفريده ، ادارهء اين نظام خلقت وجريان أمور جهان هم حجت اراده وقدرت مطلقهء أو مىباشد وشريكي براي أو قابل تصور نيست ؛ چه اين كه بعضي ديگر از مشركان بر اين اعتقاد باطل بودند كه « اللَّه » خالق همه چيز است ، ولى تدبير وادارهء قسمتى از جهان هستى را ، مثلًا ، به ستارگان سپرده است .
اين آية نيز در ردّ چنين پندار غلط ونادرستى است كه اگر خالق ، اوست وشما خود به آن معترفايد ، پس خداوند مدبّر عالم هم مىباشد ولذا خداوند « مدبّر » ناميده مىشود .
حمد فقط مخصوص خداست
« الحمدللَّه » معنايش اين است كه تمام تعريفات مال خداست وهر حمد وثنايى از آنِ اوست . اگر از زيبايى گل ، طراوت درختان ، شيرينى ميوه وحُسن انساني تعريف مىنمايى ، در حقيقت ، توصيف « اللَّه » را نمودهاى .
شاعرى هنگامى كه اين مصرع را سرود :
حُسن يوسف در دو عالم كس نديد
در سرودن مصرع بعدى فرو ماند وهر چند بيشتر فكر كرد ، كمتر فكرش به جايى رسيد . لذا از شاعرى ديگر كمك خواست وأو مصرع بعدى را چنين سرود :
حُسن ، أو دارد كه يوسف آفريد
برخى از صفات خداوند
لِلَّهِ مَا فِى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ؛ « 1 » از آن خداست آنچه در آسمانها وزمين است ؛ چرا كه خداوند بىنياز وصاحب صفات ستوده است .
هامش
( 1 ) . سورهء لقمان ، آيهء 26 .