فرصت پايان بردن اين عمر طبيعي را به أو ندادى ؟
وانگهى اگر مهلت به آنها ندهد ، در بارهء آنان اتمام حجّتى ننموده است ، بلكه مىتوانند در برابر خداوند احتجاج نموده وبگويند : پروردگارا ، اگر به ما مهلت مىدادى ، سرانجام در أواخر زندگى به خود آمده وتوبه مىنموديم وبه صراط مستقيم دين باز مىگشتيم . ولى هنگامى كه مدت مقرّر عمر خويش را طي نمودند ، در عين حال بر همان كفر وعصيان خود باقي ماندند ، خداوند در قيامت به آنها مىفرمايد :
أَ وَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ ؛ « 1 » آيا من به شما آن مقدار عمر وزندگى نبخشيدم تا هر كس بخواهد تذكر وپند گيرد ؟
جبر يا اختيار
پاسخ سوم اين است كه خداوند اين جهان را ، جهان اختيار قرار داده است ، واگر به جرم پافشارى بر كفر ، جان كسى را بگيرد ويا به صرف گناه ، هر عضوى را كه وسيله انجام آن گناه بوده است فلج نمايد ، در اين صورت ، سلب اختيار از مردم نموده وجهان اختيار به جهان اجبار تبديل خواهد شد ؛ چه اين كه ديگر مردم از ترس ، ترك گناه مىنمايند وكسىجرأت نافرمانى پيدا نمىكند . ودر نتيجة ، انسان به آن تكامل مطلوب ، در سايه عبادت اختياري نخواهد رسيد .
خداوند در مورد مختلفي از قرآن كريم به اين مسأله اشاره فرموده است كه انتخاب راه هدايت ويا طريق ضلالت ، به اختيار خود مردم است . در سورهء « دهر » مىفرمايد :
إِنَّا هَدَينَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكرًا وَإِمَّا كفُورًا ؛ « 2 » ما راه را به انسان ارائه داديم وهدايت ما شامل حال أو شد ، ولى انسان يا شكر نعمت هدايت ما را نموده ودر راه مستقيم هدايت قرار مىگيرد ويا
هامش
( 1 ) . سورهء فاطر ، آيهء 37 .
( 2 ) . سورهء دهر ، آيهء 3 .