فروغى در سراى دل أو مىافروزد ، وانسان با انجام تكاليف الهى ، به تدريج ، مراحل ومدارج كمال را پيموده وپله پله بالا مىرود تا به كمال انساني نايل آيد ودر زمين خداوند صلاحيت خليفة اللهى وجانشينى « اللَّه » را پيدا نمايد .
صبر بر ترك محرّمات
قسم سوم صبر ، صبر بر ترك محرّمات است ؛ يعنى حرامهايى كه برايش پيش مىآيد ، در برابر وسوسه نفس وشيطان ، صبر ومقاومت از خويش نشان داده وخود را آلوده به انجام آن ننمايد . چه بسا انسانهايى هستند كه از صبر بر أطاعت برخوردارند ، ودر انجام عبادات وتكاليف واجب از خويش ، مراقبت نشان مىدهند ، ولى در مقابل گناهى كه پيش مىآيد ، به سادگى تسليم آن شده وهواي نفس بر آنها غالب مىگردد . در اين رابطه بىمناسبت نيست حديثي را هم در اينجا يادآور شوم :
از جمله مطالبى كه خداوند متعال به داود عليه السلام وحى فرمود اين بود :
كَمْ مِنْ رَكْعَةٍ طَوِيلَةٍ فِيهَا بُكَاءٌ وَخَشْيَةٌ مَا تُسَاوِى عِنْدَ اللَّهِ فَتِيلًا حِينَ نَظَرْتَ فِى قَلْبِهِ فَوَجَدْتَهُ إِنْ سَلَّمَ مِنْ صَلَاتِهِ وَبَرَزَتْ لَهُ امْرَأَةٌ وَعَرَضَتْ لَهُ نَفْسَهَا أَجَابَهَا وَإِنْ عَامَلَهُ مُؤْمِنٌ خَاتَلَه ؛ « 1 »
چه بسا انساني كه يك ركعت نماز با حالت گريه وخشوع به جاى مىآورد ، ولى آن نماز به اندازه رشته هسته خرمايىنزد من ارزش ندارد ؛ زيرا كه در قلب أو چنين مىبينم كه اگر پس از سلام نماز ، زنى در پيش أو ظاهر شده وخود را به وى عرضه دارد ، مىپذيرد وچنان كه با مؤمني وارد معامله گردد ، به أو خيانت مىورزد .
انساني كه اين طور در برابر شيطان تسليم مىشود ، روح صبر ندارد ولذا عملش بي ارزش است . اميد است ان شاء اللَّه جوانان ما اين روايت را در صفحه پاك قلبشان بنويسند وبه خاطر خويش بسپارند . اگر جوان در مقابل گناه ، صبر ومقاومت از خود
هامش
( 1 ) . إرشاد القلوب إلى الصواب ، ج 1 ، ص 153 .