اين رود عظيم وخروشان انسانيت پيوسته در مسير وحركت است تا به آن عالم جاويد وأبديت بپيوندد .
بنا بر اين ، قرآن در ضمن اين كه به انسان توصيه مىنمايد كه شكرگزار خداوند وشكرگزار والدين خويش باشد ، به وى مىفهماند كه اين قافله بزرگ بشرى به سوى آن أبديت در حركت است . اگر شكرگزار باشد وبه اين توصيهء الهى عمل نمايد ، در آنجا سرنوشتش چيست ؟ وچنانچه كفران نعمت نمايد ، چه آيندهاى در آن جهان ابدى در انتظارش خواهد بود .
وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِى مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا ؛ « 1 » وهر گاه آنها ( پدر ومادر ) تلاش نمايند كه موجودى شريك من قرار دهى از أطاعت آنان خوددارى نما .
مرز أطاعت از پدر ومادر
مسألهاى كه اين جا مطرح مىشود ، اين است كه آيا أطاعت از پدر ومادر حد ومرزى هم برايش معين گرديده ويا اين كه در هر امرى بايد شكرگزارى از پدر ومادر را در عمل وأطاعت از آنها نشان دهد ؟
آيهء فوق حدود اين أطاعت را بدينگونه مشخص ساخته است كه اگر آنها بر اين مسأله پافشارى وكوشش نمودند كه عقيدة شركآميز خويش را بر فرزندشان تحميل نمايند ، نبايد از آنان أطاعت نموده واز توحيد چشم بپوشد . ضمناً قرآن با اين جمله « ما ليس لك به علم » ، اين درس آموزنده توحيد را به بشر داده است كه معتقدين به شرك ، برهاني علمي ومنطقي براي عقيدة وادعاى خويش ندارند ، وتنها توحيد است كه هزاران دليل بر اثبات آن وجود دارد :
وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَابُرْهَانَ لَهُ بِهِ ؛ « 2 » وهر كس با خداوند ، ديگرى را بخواند ، دليلي از براي أو ( بر اين اعتقادش ) نيست .
هامش
( 1 ) . سورهء لقمان ، آيهء 15 .
( 2 ) . سورهء مؤمنون ، آيهء 117 .