قال : ثمّ من ؟ قال : أباك . « 1 »
اى پيامبر خدا ، به چه كسى نيكويى نمايم ؟ فرمود : به مادرت . پرسيد : بعد از نيكى به مادر به چه كسى نيكى نمايم ؟ فرمود : به مادرت . پرسيد : بعد از نيكى به مادر به چه كسى نيكى نمايم ؟ فرمود : به مادرت . پرسيد : پس به چه كسى ؟ فرمود : به پدرت .
اين فرموده رسول خدا صلى الله عليه وآله براي اين است كه مادر در تكوّن وشكلگيرى ابتدايى طفل از نقش بيشترى نسبت به پدر برخوردار است وبعد از تولد نيز زحمات بيشترى نسبت به وى متحمل مىشود .
مصير الىاللَّه
سبك وروش قرآن چنين است كه گاه در ضمن مطلبي ، از مطلب ديگرى سخن به ميان مىآورد ، ويا در خلال قصهاىبه پند واندرز مىپردازد . در اين آية - كه مسأله توصيه به والدين را مطرح مىسازد - اين جمله پرمحتوا را در آخر آية اضافه مىفرمايد :
واليّ المصير .
مصير از نظر أدبي ، مصدر ميمى است وبه معناى صيرورت وشدن است ؛ يعنى صيرورت شما به سوى من است . يكىاز آن شدنها ، پدر شدن ومادر شدن است ؛ پدر شدن شما به سوى من است ؛ مادر شدن شما به سوى من است ، ؛ شدن طفل به سوى من است . شدن به معناى چيست ؟ اين جمله اين مسأله را مىخواهد بگويد كه : انسان در حال شدن است ؛ حيوان در حال شدن است ؛ نباتات در حال شدن هستند ؛ بلكه جمادات را نيز از اين قانون كلى وعام نمىتوان استثنا نمود .
معناى شدن ، حركت وانتقال كيفى از نقص به كمال است ؛ زيرا جهان آفرينش همچون رودخانه عظيمى است كه سكون وركودى در آن نيست وپيوسته در حال حركت است .
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 2 ، ص 160 .