وچهارچوب كلى در اين آية به جاى پرداختن به جزئيات آن بيان شده است .
نكته دوم ، اين است كه خداوند در اين آية شكر خويش را در رديف شكر پدر ومادر قرار داده است ؛ گويى كه خداوند در مورد وجود وتكوّن انسان سه كس را دخيل مىداند : خود وپدر ومادر . والد هم به معناى توليدكننده است وبه همين جهت ، به پدر ومادر والدين گفته مىشود ودر آيهء شريفه از آنها تعبير به « لوالديك » شده است ، . محصول اين توليد همان فرزندى است كه از آن پدر ومادر به وجود آمده است . انسان بيست سالهاى را در نظر بگيريد كه تا اين مرحله از سن ، دهها عامل در وجود ورشد ونمو أو تأثير داشته است . پدر ومادر نيز از اين عوامل حساب مىشوند كه خداوند آنها را وسيلهاى براي اين توليد قرار داده است . خود پدر نيز مخلوق خداست وأو از نعمتهايى كه خداوند آفريده است ، استفاده وميل نموده است ؛ مقدارى از آنها به صورت نطفه در آمده ودر اثر تماس با زن ، به رحم وى انتقال يافته وبا نطفه مادر تقارن پيدا نموده وكودكى در رحم مادر به وجود آمده وطىّ مدت باردارى ، زحماتى را تحمل نموده است وپس از تولد ، پدر ومادر مشتركاً زحمات ديگر وى را به عهده گرفتهاند تا رفته رفته رشد نموده وبه آن سن رسيده است .
پس انسان بايد شكرگزار سه نفر باشد : نخست ، شكرگزار خالق خويش - كه جامه وجود بر اندامش آراسته - وسپس شكرگزار پدر ومادر كه اين همه مشقت ورنج به خاطر أو متحمل گرديدهاند . البتة مادر در اين ميان ، زحمت بيشترى براي فرزند مىكشد . واز اين رو ، از حق بيشترى هم برخوردار بوده وحق وى بالاتر از حق پدر است . البتة صحبت ما در اينجا از نظر پرورش جسمي اوست وگرنه از نظر تغذيه روحي وفكرى واخلاقى ، پدر مىتواند سهم بيشترى نسبت به فرزندش داشته باشد .
جوانى حضور رسول أكرم صلى الله عليه وآله شرفياب شده عرض كرد :
يا رسولاللَّه ! من أبرّ ؟ قال : امّك ، قال : ثمّ من ؟ قال : امّك ، قال : ثم من ؟ قال : امّك ،
تفسير مبسوط — صفحة 322
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٢٢