ما زنده از آنيم كه آرام نگيريم * موجيم كه آرامش ما عدم ماست
البتة اين جمله هم ممكن است نظر به شدن تمام موجودات نداشته وتنها انسان منظور باشد وبخواهد بگويد كه : تو اى انسان ، به همراه اين رودخانه بزرگ خلقت - كه تو جزئي از آن به حساب مىآيى - به سوى شدن در حركت مىباشى . أنبيا آمدهاند تا بشر را به اين سفرش متوجه سازند وبه أو بگويند كه پايان اين سفر كجاست ؟ وبه اين سؤال پاسخ دهند كه :
ز كجا آمدهام آمدنم بهر چه بود * به كجا مىروم آخر ننمايى وطنم
پيامبران مبعوث شدهاند تا انسان را متوجه سازند كه اين سفر به كجا منتهى خواهد شد .
حضرت أمير المؤمنين عليه السلام در اين زمينه سخن پرمعنايى دارد كه مىفرمايد :
رَحِمَ اللهُ امرَءً . . . عَلِمَ مِنْ أَيْنَ وَفي أَيْنَ وَإلى أَيْنَ ؛ « 1 »
خداوند رحمت نمايد انساني را كه بداند از كجا آمده ودر كجاست وبه كجا خواهد رفت .
قرآن كريم نهايت اين سفر را چنين بيان مىفرمايد :
يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ ؛ « 2 » اى انسان ، محققاً تو كوشا ودر حركتي به سوى پروردگارت پس أو را ملاقاة خواهى كرد .
راغب در المفردات مىگويد :
ومُلاقاةُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ عبارةٌ عَنِ القيامةِ وعَنِ المَصير إليه ؛
ملاقاة پروردگار عبارت از قيامت وسير به سوى اوست .
رومى چو يكى قطره كه از بحر جدا شد * آمد به سبو باز بشد جانب دريا
هامش
( 1 ) . الأسفار الأربعة ، ج 8 ، ص 355 . اين حديث مشهور را در كتب حديثي نيافتيم .
( 2 ) . سورهء انشقاق ، آيهء 6 .