عالي بدهد ؛ زندگى كامل ببخشد ؛ بُعد روحاني آنان را تأمين كند وتكامل بخشد ؛ بعد جسماني آنها را تأمين نمايد وهمچنان كه خود ابدى وجاويد است ، آنها را أبديت وجاودانگى بخشد . وقبل از اين كه آنها را خلق كند ، آن محلى كه بناست انسانها را در آنجا جاى دهد ويك زندگى ابدى لذت بخشي براي آنها تامين كند ، آفريد .
در بارهء بهشت مىفرمايد :
أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ ؛ « 1 » ما بهشت را براي تقواپيشگان ، قبل از آن كه به دنيا بيايند ، آماده كردهايم .
پس خداوند بشر را آفريده كه آنها را در جايگاه هميشگى وأبديت جاى دهد ونه تنها از لذتهاى جسماني بهره ببرند كه از لذت معنوي لقاءاللَّه وهمنشينى با پيامبران وأوليا بهرهمند گردند :
وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ ؛ « 2 » وخشنودى ورضوان خداوندى ، در عالم بهشت ، از هر چيزى بزرگتر وارزشمندتر است .
بنا بر اين ، غرض از خلقت بشر ، اين است كه در اين دنيا خدا را بشناسد واگر خداشناسى أو كامل شد وبه احكام الهىعمل كرد ، براي هميشه در بهشت جاويدان بماند .
آيا مهمتر از اين غرض وانگيزهاى تصور مىشود ؟ وبراي اين كه انسان راه خود را بيابد ، خداوند به أو عقل وخرد عطا فرمود ؛ اختيار داده وبراي أو اراده آفريده است .
عقل ، اختيار ، اراده
عقل براي تشخيص حُسن وقبح ، زيبايى ونازيبايى ، خوبى وبدى است .
اختيار براي انتخاب است كه اگر به عقل پيوست ، خوبى وحسن وزيبايى را انتخاب مىكند واگر از عقل فاصله گرفت ، قبح وپلشتى وپليدى را برمىگزيند .
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 133 .
( 2 ) . سورهء توبه ، آيهء 72 .