خداوند نيكوكاران ومحسنين را در آن ابعاد سهگانه هدايت مىكند وتعليم وتربيت مىنمايد تا اين كه لقاءاللَّه براىآنان ميسر گردد . پس آخرين سير ، همان گونه كه از اين آية بر مىآيد ، رستگارى است ورستگارى يعنى رسيدن به بهشت عدن واز رحمت خدا كامياب شدن .
رستگارى وكاميابى
مفلح يعنى رستگار ورستگار مفهومي است مركب از وجود وعدم ؛ يعنى يك طرف رستگارى وجود است وطرف ديگرش عدم .
اگر چنانچه شما در نظر داريد كه به شهري مسافرت كنيد ، ولى مىدانيد كه راهش بسيار خطرناك است ؛ دزد ، قطاع الطريق وحيوانات وحشى در راه ممكن است به شما آسيب برسانند . اگر شما در اينجا تصميم به رفتن گرفتيد وتا مقصد رسيديد ودر راه به هيچ يك از اين عوارض ناگوار برخورد نداشتيد وسالم به هدف رسيديد ، دو چيز براي شما پيدا شده است : يكى آن كه از آزار واذيتها وپيش آمدها وحوادث مصون ماندهايد ويكى ديگر آن كه كامياب شده وبه هدف رسيدهايد . پس رستگارى مركب از نجات وكاميابى است ؛ نجات از عذاب وكاميابى نسبت به هدف .
واين آية مىخواهد بفرمايد : اين نيكوكاران - كه مورد هدايت ولطف من قرار گرفتهاند - از عذابهاى قبر وأهوال قيامت نجات يافته ودر رسيدن به بهشت عدن كامياب شدهاند .
حال به آن سؤالاتى كه همواره فكر بشر را مشغول كرده مىپردازيم : چرا خداوند انسان را آفريد ؟ وعلت خلقت چيست ؟ جواب اين سؤال از همين آية روشن مىشود .
وقتي كه اراده ومشيت خداوند به اين تعلق گرفت كه انسان را بيافريند ، آنها را براي اين آفريد كه خود را به آنها معرفىكند ؛ آنها را در بهترين محل جا بدهد ؛ أفكار