مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى ؛ « 1 » ما از خاك شما را آفريديم وسپس به آن شما را برمىگردانيم و ( در روز قيامت ) بارى ديگر از خاك شما را بيرون مىآوريم .
اين حركت جسمي مانند تمامِ ذرات عالم حركتي استدارهاى ودايرهاى است واين بحث مفصلى دارد كه فعلًا جاى آن نيست .
حركت روحي انسان
حركت روحي انسان ، حركتي مستقيم است ؛ يعنى همچنان به پيش مىرود . پس از آن وقتي كه متوجه خود شد وفهميد كه تكليفي بر أو هست ، در يك حركت مستقيم سير مىكند تا به اللَّه برسد ولقاى خداوند براي أو حاصل شود ودر جوار رحمت حق براي هميشه بماند ويا اين كه آنقدر منحط شود كه مورد غضب خداوند قرار گيرد وبه جهنم وارد شود وبراي هميشه معذب در دوزخ بماند .
بنا بر اين ، معلوم شد كه حركت جسمي ، حركتي دايرهاى وحركت روحي ، حركتي است مستقيم . يك فرق ديگرى نيز بين اين دو حركت هست : حركت جسمي حركتي است جبري وغير اختياري ؛ يعنى انسان ، چه بخواهد وچه نخواهد ، در يك حركت منظم از نظر جسمي سير مىكند ؛ از أول نطفه است وسپس مبدل به علقه مىشود وعلقه مضغه مىشود واز مضغه به سوى استخوانبندى سير مىكند وآن گاه استخوانها را گوشت مىپوشاند واز آن پس ، كودكى كامل شده وبه دنيا مىآيد ودر دنيا نيز تا وقتي كه زنده است ، خواه ناخواه به سوى حركتي منظم سير مىكند تا اين كه بميرد وبه خاك باز گردد . ولى حركت روحي ، حركتي اختياري است . اگر تعاليم أنبيا را در ابعاد سهگانه ( فكرى ، اخلاقى وعملي ) پذيرفت ، به تكامل مىرسد واگر پشت پا به تعاليم پيامبران زد ، در حضيض ذلت فرو رفته تا مرگش فرا رسد وبه عذاب ابدى مبتلا گردد .
هامش
( 1 ) . سورهء طه ، آيهء 55 .