حركت انسان
به طور طبيعي هر حركتي ، مبدأ وآغازى دارد ؛ همچنان كه منتهايى دارد . كسى كه از تهران مىخواهد به سوى قزوين برود ، آغاز حركتش تهران است ومنتهايش قزوين . ولى انسان در اين حركت به سوى كمال چه آغاز وچه منتهايىدارد ؟ همواره اين سؤال فكر بشر را مشغول كرده است كه : از كجا آمدم وآمدنم بهر چه بود وبه كجا مىروم ؟
شروع حركت انسان همان وقتي است كه فكرش رشد پيدا مىكند ومتوجه به عالم مىشود ومىداند كه تكليف ووظيفة ومسؤوليتى در اين جهان دارد . اين آغاز حركت اوست ؛ زيرا قبل از آن كه رشد فكرى داشته باشد ، حركت أو حركت تكويني است ، مانند ساير حيوانات ونباتات ؛ ولى وقتي كه روح متوجه تكاليف ووظيفهها مىشود ، از آنجا حركت انسان آغاز مىشود . اين نكته را توجه فرماييد كه انسان دو حركت دارد : 1 . حركت جسمي ، 2 . حركت روحي وروانى .
حركت جسمي انسان
حركت جسمي انسان از آن وقتي شروع مىشود كه نطفه در رحم مادر قرار گرفته واسپرمها با اوولها مخلوط مىشوند . اين حركت جسمي ربطى به حركت روحي انسان ندارد ولذا مدار بحث ما نيست .
حركت جسمي انسان حركت استدارهاى ( چرخ زدني ) است كه از خاك شروع مىشود وبه خاك برمىگردد . از خاك ، گندم وجو وميوهجات و . . . توليد مىشود وغذاى انسان مىشود وآن غذا تبديل به خون مىگردد واز خون ، نطفه توليد مىشود ونطفه وارد رحم مىگردد ودر آنجا اسپرمها واوولها اجتماع پيدا مىكنند تا اين كه جنين تكوين شود وپس از رشد زاييده مىشود ؛ كودك است ؛ سپس جوان وپس از آن پيرى وفرسودگى ومرگ ودو باره برگشتن به خاك ودر خاك پوسيده شدن .
اين سير حركت جسمي انسان است :