لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ . « 1 » قرآن نه تنها در علوم انساني وتاريخ وعلم الحيوان وجغرافيا و . . . سخن گفته ، بلكه از عوالمى بحث كرده است كه بالاتر ووالاتر از عالم ما هستند ؛ مانند فرشتگان وهمچنين از موجودات غيرمرئى ؛ مانند شياطين واجنه سخن به ميان آورده است .
قرآن از بهشت وجهنم واز بسيارى أمور بحث كرده است كه براي انسان تازگى دارد ، ولى اين مطالب ، بالأصالة هدف قرآن نبوده است ؛ زيرا قرآن كتاب مذهب است ، واين هدايتها به سوى علوم ومعارف گوناگون ، هدايت استطرادى وتبعي است . ولى آنچه عقول را به حيرت وا مىدارد ، اين است كه قرآن با اين كه كتاب هدايت به سوى دين ومذهب است ، در هر جا كه به مناسبت بحثي به ميان آورده ، اعجاز كرده است .
قرآن در يك جمله كوتاه مىفرمايد :
وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا ؛ « 2 » ما كوهها را ميخهاى زمين قرار داديم .
والان پس از گذشت قرنها بر نزول قرآن ، متخصصين جغرافياى زمين اين مطلب را فهميدهاند كه اين كوهها ميخكوب شدهاند تا محيط أطراف را از زلزله نگهدارند .
قرآن در همان حال كه بحث از مبدأ ومعاد ورسالت ومرگ وزندگى ودنيا وآخرت دارد ، براي نمونه ، مثالهايى از تاريخ آورده است كه به عكس تاريخ نويسان ، نه تنها يك داستان خشك وخالى نقل مىكند ، بلكه فلسفه تاريخ را بيان مىنمايد .
اگر داستانى از پيامبران يا طاغوتها نقل مىكند ، علت حوادث ونتايج آن رويدادها را نيز بيان مىنمايد . وتمام اينها هدايتهاى تبعي واستطرادى است .
ودر كوتاه سخن ، قرآن هدايت تشريعىاش در مقولة دين ومذهب است ، ولى
هامش
( 1 ) . سورهء مؤمنون ، آيهء 12 - 14 .
( 2 ) . سورهء نبأ ، آيهء 7 .