اگر دقت كنيد ، مىبينيد هر متخصّص وهر دانشمند بزرگى كه كتاب مىنويسد ، هر قدر هم زحمت كشيده باشد ، هزاران اشكال بر أو مىشود گرفت ؛ مگر قرآن كه راهى براي باطل در آن نيست :
لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ . « 1 »
هدايت تكويني وهدايت تشريعي
هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ ؛ « 2 » كتاب هدايت ورحمت است براي نيكوكاران .
در صفحات گذشته در بارهء دو نام قرآن - كه در اين آيهء شريفه ألم تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ آمده بود - مطالبى به عرض رسيد . اكنون در بارهء دو نام ديگر قرآن بحث مىكنيم :
هدى
هدى : واژه عربى ومصدر است ، به معناى راهنمايى .
قبل از هر چيز ، اين سؤال پيش مىآيد كه چرا هدى گفت وهادي نگفت ؟ زيرا هادي اسم فاعل است ودر اينجا اگر هادي گفته شود ( به معناى راهنما ) ، شايد روشنتر باشد ؛ ولى در هر صورت بايد ديد : چرا قرآن كلمه هدى را آورده وهادي را ذكر نكرده است ؟
انساني كه ايمان دارد ، بر أو كلمه مؤمن اطلاق مىشود . شخصي كه عدالت دارد ، أو را عادل مىگويند ؛ ولى گاهى براي مبالغه كردن در ايمان كسى ، أو را به جاى اين كه مؤمن بگويند ، مىگويند : أو يك پارچه ايمان است . همچنين ، اگر كسى الگوى عدالت است ، براي مبالغه در مدح أو گفته مىشود : أو عدل است ؛ يعنى بسيار عادل است . اگر كسى علم فراوان دارد ، به أو مىگويند : ايشان سراپا علم است .
در اين آية نيز گويا خداوند مىخواهد بفرمايد : به قدرى هدايت وراهنمايى اين
هامش
( 1 ) . سورهء فصلت ، آيهء 42 .
( 2 ) . سورهء لقمان ، آيهء 3 .