تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
اگر دقت كنيد ، مىبينيد هر متخصّص وهر دانشمند بزرگى كه كتاب مىنويسد ، هر قدر هم زحمت كشيده باشد ، هزاران اشكال بر أو مىشود گرفت ؛ مگر قرآن كه راهى براي باطل در آن نيست : لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ . « 1 »

هدايت تكويني وهدايت تشريعي

هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ ؛ « 2 » كتاب هدايت ورحمت است براي نيكوكاران . در صفحات گذشته در بارهء دو نام قرآن - كه در اين آيهء شريفه ألم تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ آمده بود - مطالبى به عرض رسيد . اكنون در بارهء دو نام ديگر قرآن بحث مىكنيم :

هدى

هدى : واژه عربى ومصدر است ، به معناى راهنمايى . قبل از هر چيز ، اين سؤال پيش مىآيد كه چرا هدى گفت وهادي نگفت ؟ زيرا هادي اسم فاعل است ودر اين‌جا اگر هادي گفته شود ( به معناى راهنما ) ، شايد روشن‌تر باشد ؛ ولى در هر صورت بايد ديد : چرا قرآن كلمه هدى را آورده وهادي را ذكر نكرده است ؟ انساني كه ايمان دارد ، بر أو كلمه مؤمن اطلاق مىشود . شخصي كه عدالت دارد ، أو را عادل مىگويند ؛ ولى گاهى براي مبالغه كردن در ايمان كسى ، أو را به جاى اين كه مؤمن بگويند ، مىگويند : أو يك پارچه ايمان است . همچنين ، اگر كسى الگوى عدالت است ، براي مبالغه در مدح أو گفته مىشود : أو عدل است ؛ يعنى بسيار عادل است . اگر كسى علم فراوان دارد ، به أو مىگويند : ايشان سراپا علم است . در اين آية نيز گويا خداوند مىخواهد بفرمايد : به قدرى هدايت وراهنمايى اين
هامش
( 1 ) . سورهء فصلت ، آيهء 42 . ( 2 ) . سورهء لقمان ، آيهء 3 .
تفسير مبسوط — صفحة 219 | الشيخ علي المشكيني / جواد فاضل البخشايشى