الرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنسَانَ ؛ « 1 » خداوند رحمان قرآن را تعليم فرمود ، آن گاه انسان را آفريد .
يعنى خداوند قرآن را به فرشتهها ياد داد وپس از آن به مدتي ، انسان را خلق كرد .
ولذا وقتي جبرئيل ، در اولين بار بر پيامبر وارد مىشود ، به أو مىگويد : بخوان . معلوم مىشود نوشته شدهاى را از آن حضرت مىخواهد كه بخواند .
در آيهاى ديگر مىخوانيم :
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ ؛ « 2 » پيامبر ، اين قرآن را روح الأمين به تدريج بر قلب تو آورد وبه تو خبر داد كه از انذاركنندگان باشى .
پس در آن وقت كه قرآن نازل شده است ، در لوح محفوظ نوشته شده بوده است .
حكيم
حكيم به معناى محكم ومستحكم است ولذا عرب به آن لجامى كه از آهن بر دهان أسب زده مىشود ، حكمه مىگويد ؛ چون محكم كشيده مىشود وأسب را نگه مىدارد . پس حكيم به معناى مستحكم است ؛ يعنى چكشخور ندارد .
اين كتاب حكيم است ؛ يعنى نه تنها الفاظش آسيبپذير نيست ، بلكه محتوا ومعنايش نيز محكم است وآسيبپذير نيست . در اين كتاب تحريف راه ندارد . آرى ، اين كتاب الهى كه در دست ماست ، نه يك كلمه بر آن اضافه شده ونه كلمهاى از آن كسر شده است . پس مطالب اين كتاب آن چنان محكم است واز مستقلات عقلي است كه به هيچ نحو آسيبپذير نيست . در قرآن مىفرمايد :
أَ فَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافاً كَثِيراً ؛ « 3 » اين كتاب اگر از سوى كسى غير از خداوند بود ، در آن اختلاف واشكال زيادى پيدا مىكردند .
هامش
( 1 ) . سورهء الرحمن ، آيهء 1 - 3 .
( 2 ) . سورهء شعرا ، آيهء 193 - 194 .
( 3 ) . سورهء نساء . آيهء 82 .