كتاب : نوشته شده .
حكيم : محكم ومستحكم .
هدى : سرتا پا هدايت .
رحمة : سرتاپا رحمت واحسان .
كتاب
كتاب مصدر است ، به معناى اسم مفعول ؛ يعنى مكتوب ( نوشته شده ) . البتة اين كلمه براي ما خيلى روشن است ؛ چرا كه مىبينيم امروز قرآن نوشته شده است ، ولى هنگامى كه اين آية نازل شده بود وپيامبر در آن وقت هنوز در مكة بودند وتمام قرآن نوشته نشده بود واصلًا نوشتنى در كار نبود ، پيامبر آيهها را مىخواندند ومردم هم با آن حافظه قوى وعلاقهاى كه داشتند ، به ياد خود مىسپردند . پس چگونه در آن زمان اين كتاب نوشته شده است ؟
برخى از مفسرين پاسخ مىدهند كه گرچه قرآن بالفعل نوشته نشده بود ، ولى بالقوة ، اطلاق نوشته شده بر آن درست است ؛ مثلًا اگر دو درخت در يك باغ موجود است ؛ يكى درخت سه سأله وديگرى درخت يك سأله است . آن كه سه سأله است ، بالفعل ميوه دارد وآن ديگرى كه ميوه ندارد ، باز هم ممكن است كسى بگويد اين درخت مثمر وميوه ده است ؛ زيرا بالقوة امكان ميوه دادن در يك سال بعد را دارد . بنا بر اين ، اطلاق كردن اسم كتاب به اين جهت كه در آينده قرآن نوشته مىشود ، درست است .
ولى اگر به خود قرآن بنگريم ، مىبينيم در آية 22 از سورهء بروج مىفرمايد :
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ فِى لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ ؛
اين قرآن مجيد است كه در لوح محفوظ ، تدوين ونوشته شده است .
پس معلوم مىشود قرآن قبل از اين كه در صحنه انسانها وبر قلب شريف پيامبر نازل شود ، بلكه قبل از اين كه پيامبر گرامى به نبوت مبعوث گردد ، وقبل از خلقت انسان ، نوشته شده بود ، وفرشتهها از آن اطلاع داشتند . در سورهء الرحمن مىخوانيم :