زبردست آن زمان به نام « مُعَلّقاتِ سبع » معروف است كه بر ديوارهاى كعبه آويزان شده بود .
در چنين دورانى ، پيامبر أكرم صلى الله عليه وآله مأمور مىشود كه چند آية از قرآن را دستور دهد بنويسند وبر ديوار كعبه كنار همان معلقات آويزان كنند :
بسم اللَّه الرحمن الرحيم الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ .
روز بعد كه مردم براي ديدن وخواندن اشعار دور كعبه جمع شدند ، چشمها به اين تابلو دوخته شد : شگفتا ؟ اين نه شعر است كه نامش را شعر بگذاريم ونه مانند نثرهاى معمولى است ! ولى هر چه هست ، دل را مىربايد ، جلوه دارد ، كمال دارد وعبارتش بسيار متين واز نظر محتوا ارجمند ومحكم است . اين چه جمله فصيح وبليغى است كه در عين كوتاهى ، مطالب تازه دارد ؛ خداى را به نام « رحمن » و « رحيم » ناميده است ؟ اين اولين بار است كه چنين كلمهاى در مكة به چشم مىخورد .
پس از بسم اللَّه ، چه جمله زيبا وجالبى ! الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ . اين جمله ، علاوة بر فصاحت وبلاغت ، محتوايش فوق العادة عالي ومعنايش عميق است . اينجا ديگر سخن از وصف أسب تازى فلان رئيس قبيله يا تعريف قيافه محبوبه فلان شاعر يا توصيف انگشتان حنازده فلان دختر در هنگام رمى جمرات نيست . اينجا هر چه ستايش است ، از اللَّه است كه جهانيان را خلق كرده وپرورش مىدهد وبه كمال مىرساند . گويا اين آية مىخواهد به امرء القيس وديگر شاعران زبردست عصر جاهليت بگويد : اگر سخن زيباى شما در تعريف يك موجود ناقص وموقتى است ، فصاحت وبلاغت قرآن را ببينيد كه از خدا تعريف مىكند كه پروردگار جهانيان است وهر ناقصى را به سوى كمال حركت وسوق مىدهد .
وقتي كه اين آيات در مقابل معلقات سبع قرار گرفت ، بينندگان خواندند وتعجب كردند ودگر بار خواندند وهر چه بيشتر مىخواندند ، بيشتر پى به معنا برده واز بلاغت آنها لذت بيشترى مىبردند . فردا كه مردم دو باره گردآمدند ، ديدند أصحاب معلقات ، شعرهاى خود را برداشته وبردهاند ؛ چون ديدند در مقابل اين
تفسير مبسوط — صفحة 215
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢١٥