مىآيد : چرا « تلك » گفت و « هذه » نگفت ؛ با اين كه تلك اشاره به دور است ودر اينجا - كه خود آيات آورده شده - اشاره به نزديك شايد از نظر ظاهر صحيحتر باشد ؛ ولى چون آية قرآن است واز سوى خداوند تبارك وتعالى است ، پس لابد حكمتى در كلمه « تلك » گفته است . عبارتهاى قرآن كه همه جلوى چشم ماست وبه ما نزديك است ، پس چرا اشاره به دور آمده است ؟
علما در اينجا نكتهاى را در باب تفسير بيان مىكنند ومىگويند : مراد از اين دورى ، دورى از أفق استعداد بشر است ؛ يعنى اين عبارتهاى قرآني كه جلوى چشم شماست وشما آنها را مىخوانيد ، از حيطه قدرت شما به دور است وبه هيچ نحو شما توان ساختن يك سورهاش وسرودن يك سطرش را نداريد . بنا بر اين ، اين عبارات گرچه به ديد شما نزديك است ، ولى از شعاع قدرت ومحيط شما دور است .
عصر فصاحت وبلاغت
همان گونه كه ملاحظه كرديم ، خداى متعال با يك كلمه « تلك » مطلب بسيار مهمى را گوشزد مىكند وآن همه سخنسرايان وشاعران بسيار مقتدر زمان پيامبر صلى الله عليه وآله را به تحدى ومبارزه مىطلبد كه هان ! اگر راست مىگوييد ، يك آية مانند اين قرآن را بياوريد ، ولى نخواهيد توانست . طبق روايات وتاريخ ، عصر پيامبر أكرم صلى الله عليه وآله عصر فصاحت وبلاغت « 1 » بود وآنقدر ذوق شعري وأدبي در بين مردم رواج داشت كه از شعر شاعران خيال پرداز وبا ذوق ، لذت مىبردند وبه همين مناسبت ، قصيدهها وچكامههاى بسيار زيبا را گرداگرد كعبه آويزان مىكردند ومردم گروه ، گروه مىآمدند ، مىخواندند وحفظ مىكردند . ولذا هفت قصيدة جالب هفت شاعر
هامش
( 1 ) . فصاحت : عبارت از زيبا سخن گفتن است . بلاغت : عبارت از به موقع سخن گفتن است . پس اگرجملهاى هم از نظر انتخاب واژهها زيبا وجالب بود وهم سخنِ بجا وبه موقعى بود ، آن را فصيح وبليغ مىنامند .