عقايد ، تحقّق يابد ودر دلها نفوذ كند .
اين بيان ، راجع به اكراه بر دين بود ؛ وامّا اكراه كفّار از أهل كتاب ومشركان ، به قبول حكومت اسلامى وتسليم در برابر آن ، وظيفهء حاكم وولىّ امر مسلمين است ؛ خواه معصوم ويا منصوب از جانب أو . [ أو ] هر منطقه ومحيطى را كه صلاح بداند ، بايد در تحت حكومت اسلام درآورد . وجنگهايى كه به وسيلهء معصوم ، در صدر اوّل اسلام ، واقع شده ، برخى طبق امر خاصّ ووعدهء الهى وبرخى براي دفاع وپارهاى براي ابطال توطئهء كفّار بوده ؛ وكسى كه به طغيانگر نافرمان ، كفر ورزد ، در برابر طاغى طغيان كند وبه خدا ايمان آورد ، حقّا كه به دستگيرهء محكمى كه شكستن وگسستن ندارد ، چنگ زده است ؛ وخدا ، شنوا ودانا است .
[ تفسير آيهء 257 - 258 ]
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إلَى النُّورِ وَالَّذينَ كَفَرُوا أوْلِياؤُهُمُ الطّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إلَى الظُّلُماتِ اولئِكَ أصْحابُ النّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ . [ 257 ]
خداوند ، سرپرست ومتولّى أمور ودوست وياور كساني است كه ايمان آوردهاند ؛ آنها را از تاريكىهاى جهل وپليدىهاى عقايد واخلاق وكردار ، به سوى نور حقيقت در ابعاد كمالات ، بهوسيلهء هدايتهاى تشريعي وتكويني ، بيرون مىآورد . وكساني كه كفر ورزيدند ، سرپرستان ودوستان وياوران آنها طاغوت است . شيطانها - سلاطين جور ، ائمّهء كفر ورهبران فسق وعالمان سوء كه آنها را از نور هدايتي كه أنبيا وعقول ارائه كرده ، به سوى ظلمتهاى گوناگون بيرون مىبرند - آنها أصحاب آن آتشاند كه به عقايد واعمالشان برافروختهاند ؛ ويا تبلور آن اعمال است كه با انتقال از اين نشانه به نشانهء ديگر در جسم ومحيطشان ، بدان صورت ، تجسّم يافته [ است ] . واز اين رو است كه در آن جاوداناند .
ألَمْ تَرَ إلَى الَّذى حاجَّ إبْراهيمَ في رَبِّهِ أنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إذْ قالَ إبْراهيمُ رَبِّيَ الَّذى يُحْيى وَيُميتُ قالَ أنا احْيى وَاميتُ قالَ إبْراهيمُ فَإنَّ اللَّهَ