آن را من ، طلوع وغروب مىبخشم .
ونيز إبراهيم در جواب سفسطهء اوّلِ أو مىتوانست بگويد : آزاد كردنِ زندگانى ، حيات مجازىِ عرفى است ومرادِ آن نيست . ويا كشتن يك شخص ، قتل است ، كه از دست همه كس برمىآيد ؛ ومراد ، اماته به معناى قبض روح ، بهوسيلهء فرشته يا به ارادهء قاهرهء الهيّه است .
پس هر دو مثالش مغالطة است ؛ لكن إبراهيم ، به سوى استدلال روشنترى رفت .
تفسير مبسوط — صفحة 208
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٠٨