خودشان ) را به نام عدّه ، در انتظار ، نگه دارند .
وحدأقّل پاكى ، ده روز است وبيشترش حدّى ندارد . وحدّاقلّ حيض ، سه روز وحدّ اكثرش ده روز است . وبنابراين عدّهء زنانى كه عادت قاعدگى دارند ، پس از طلاق ، گذراندن سه پاكى است ؛ وچون خود طلاق ، بايد در حالت پاكى باشد ، هر چند در آخرين لحظات آن ، پس همان چند لحظه ، يك پاكى حساب مىشود . وچون پس از طلاق ، دو حيض ببيند ، قهراً دو پاكى در شُرف اتمام قرار مىگيرد . وچون وارد حيض سوم شود ، سه قرأش - يعنى عدّهاش - تمام مىشود . پس ممكن است گاهى عدّهء چنين زنى در مدّت 26 روز وچند دقيقه تمام شود .
ومعناى در انتظار بودنِ زن ، اين است كه : با اين كه طلاق گفته شده ، بايد در مدّت فوق ، خود را در اختيار شوى قرار دهد وخود را مشمول همهء شؤون زوجيّت ببيند ؛ زيرا طلاق رجعي به شرط عدم تحقّق رجوع در عدّه ، مقتضى است ، نه علّت تامّه ؛ وتمام شدن مدّت ، شرط است ؛ وچون شرط آمد ، انفصال حاصل مىشود ؛ وتا شرط نيامده ، در حال زوجيّت ، يا به حكم زوجيّت است .
وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ ؛ وبراي آنها جايز نيست اگر به خدا وروز واپسين ايمان دارند ، آنچه را كه خدا در رحمهايشان - از خون حيض ، يا حمل جنين - آفريده ، پنهان دارند .
مثلًا اگر ايّام حيضها وقرءها تمام شده ، نبايد آن را به طمع اين كه شويشان رجوع كند ، كتمان نمايند ؛ ويا حمل خود را پس از طلاق ، پنهان داشته ، جدا شود .
وشوهرانشان در طلاق رجعي سزاوار وذي حقّند كه آنان را اگر قصد اصلاح وسرِ آشتى دارند ، در مدّت عدّه ، به زوجيّت خود بازگردانند .
وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ ؛ وبراي زنان ، در عهدهء مردان ، همانگونه از حقوق است كه مردان را بر عهدهء زنان ؛ وحقوق هر يك با ملاحظه حيثيّتهاى جنسي آنان ، بر طبق معروف وموافق شريعت ومطابق عقل وفطرت وخلقت است ؛ ولى شوهران را بر آنها از حيث حقوق واحكام تشريعي ، برترى است ،
تفسير مبسوط — صفحة 185
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٨٥