تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
براي كساني كه به ترك آميزش با همسرانشان ، براي دورى واضرار به آن‌ها ، سوگند مىخورند - كه بيش از چهار ماه ، يا براي هميشه با آن‌ها هم‌بستر نشوند - انتظار ومهلتِ چهار ماه است . بدين معنا كه : اگر زن ، به حاكم ، مراجعه نمود ، حاكم براي آنان چهار ماه تعيينِ مدّت مىكند ، به ملاك آن كه در آن مدّت ، وضع زندگى خود را به فكر وتأمّل ، تعيين نمايند . وآغاز مدّت ، از زمان سوگند ، يا از حين زمان‌بندىِ حاكم است . پس اگر پيش از پايان وقت ، از سوگند خويش بازگشتند وبا همسران خود تماس گرفتند ومخالفت قسم را كفّاره دادند ، خداوند ، أصل سوگند ناروا وسپس مخالفت وحَنْث آن را مىبخشد ؛ زيرا خداوند ، آمرزندهء مهربان است . ولازمِ اين حكم ، اين است كه : مسألهء وجوب تماسّ مرد با زن خود ، در هر چهار ماه ، گاهى مختلّ شود .

[ تفسير آيهء 227 - 228 ]

وَإِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ فَإِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ . [ 227 ] واگر در اثناى مدّت فوق ، تصميم بر طلاق گرفتند وطلاق دادند ، چيزى بر آن‌ها نيست - چه آن كه سوگندشان بدون كفّاره ، منحلّ شود - وهمانا خداوند ، شنوا ودانا است . وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذلِكَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحاً وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ . [ 228 ] « تربّص » : انتظار . « قروء » جمع « قرء » ، داخل شدنِ زن از پاكى به حيض وحالت پاكى وى از خون حيض وحالت حيض أو ؛ پس ، كلمه از اضداد است . و « بعوله » جمع « بَعْل » : شوهر . وزن‌هاى طلاق داده شده - غير از زن‌هاى غيرمدخوله ويائسه وصغيره وحامله ومسترابه ( يعنى زنى كه اصلًا حيض نمىبيند ) - بايد سه قرء ( يعنى سه پاكىِ