توحيد ربوبي وملكات فاضلهء انساني تحقّق يابد .
وخدا اين احكام را براي گروهى كه مىدانند مبدأ ومعادى ، دين وتكليفي ، وپاداش كيفرى است ، روشن مىدارد .
بحث فقهى وأدبي :
اين طلاق را طلاق سوم وطلاق بائنى نامند ؛ يعنى زن از مرد ، جدايىِ غير قابل رجوع كرده [ است ] . ومراد از ظنّ ، اعمّ از گمان وعلم واطمينان است . واين شوى دوم را مُحَلّل نامند كه سبب حلال شدن زن به شوهر قبلي است . وظن در اين جا ، شرط صحّت ازدواج با محلّل نيست ؛ بلكه شرط اخلاقى صلاح كار است .
وشرط است كه محلّل ، بالغ وعقدش دايمى باشد . وصاحب تفسير الميزان فرموده :
در اين آية ، ايجاز واختصار عجيبى است كه عقل را مبهوت مىكند ؛ زيرا در اين آيهء كوتاه ، چهارده ضمير مختلفُ المَرْجَع آمده ، بدون اين كه ابهام وپيچيدگى در سخن واغلاق در فهم معنا باشد .
ولى ظاهر آية ، آن [ است ] كه : ضميرها شانزده تا است .
[ تفسير آيهء 231 ]
وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَاراً لِتَعْتَدُوا وَمَن يَفْعَلْ ذلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللّهِ هُزُواً وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنْزَلَ عَلَيْكُم مِنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُم بِهِ وَاتَّقُوا اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ . [ 231 ]
وچون زنها را طلاق رجعي داديد وآنان به آخر عدّه ، نزديك شدند ، يا به نيكى وحُسن معاشرت به آنها رجوع كنيد وزوجيّت را بازگردانيد ويا بگذاريد عدّه تمام شود وبا خوشرفتارى از آنها جدا شويد . وهرگز به آنها به قصد ضرر وآسيب ، رجوع نكنيد . يا به تكرار اين كار ، عدّه را طولانى نماييد وبر حقوق آنان تجاوز كنيد ، همانگونه كه در جاهليّت مىكردند . وكسى كه چنين كند ، بىترديد ، بر خودش ستم كرده ؛ زيرا عقاب ظلم ، به ظالم برمىگردد .