تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
علاوة بر ارثشان ، بر پدر ومادر وخويشان خود ، چه ارث باشد يا نه ، وصيّت كند ، البتّه به نحو معروف . يعنى : نزد شرع ، حلال ؛ ونزد عقل ، نيكو باشد . نه وصيّت در حال دينِ مستغرق باشد ونه همهء مال را وصيّت كند ونه از يك سومِ آن تجاوز نمايد ونه به محروم كردنِ برخى از وارث‌ها باشد ونه تقسيمش غيرعادلانه ونه مصرفش حرام باشد . اين وصيّت ، تشريعش در حقّ همه وتأثيرش دربارهء پرهيزكاران است .

[ تفسير آيهء 181 - 183 ]

فَمَن بَدَّلَهُ بَعْدَمَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ . [ 181 ] پس هر كه آن را ، يعنى وصيت صحيح ونافذ را ، پس از آن كه بشنود وبداند ، تبديل كند - به كلّى ترك نمايد ، يا به جاى آن ، عملي ديگر كند - جز اين نيست كه گناه تكليفي وضمانت وضعىِ آن بر عهدهء كساني است كه آن را تبديل مىكنند . وبر وصيّت كننده ، در موارد عدم تقصير در وصايا ، گناهى نيست . بىترديد ، خداوند شنوا ودانا ست . فَمَنْ خَافَ مِن مُوصٍ جَنَفاً أَوْ إِثْماً فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ . [ 182 ] مراد از خوف در اين جا ، علم است . و « جَنَف » ، ميل به باطل است . معناى آية : پس كسى كه از وصيّت كننده‌اى ، باطل گرايى - به خطا واشتباه ، يا ارتكاب گناه به عمد - را در وصيّتش آگاه شد ، كه مثلًا برخى از وُرّاث را مُحَرَّم ، يا حقّى را ضايع ، يا مصرف مالي را در حرام وصيّت كرده ( وطبعاً در ميان موصى لَهُم وصاحبان حق زمينهء نزاع پديد آمده ) پس ميان آن‌ها را به تغيير وتبديلِ وصيّت ، اصلاح نمود ، أو را در اين تبديل ، گناهى نيست ؛ بلكه گاهى واجب است . همانا خدا آمرزنده ومهربان است . واين آية ، به منزلهء استثنا از حرمتِ آيهء سابق ويا حاكم بر آن آية است . يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ