مورد عفو قرار گرفت ؛ ومثلًا از قصاص ، مطلقاً يا به شرط دية گذشتند ، پس بر هر يك از بخشنده وبخشوده شده است كه عفو را به نيكى ، پيروى كنند ؛ بخشنده ، در مطالبهء دية ؛ وطرف در اداى آن ، بدرفتارى نكنند .
تشريع اين حكم وتخيير ولىّ دم ، ميان قصاص وتنزّل به دية ، تخفيفى است براي شما مسلمين ورحمتي است از جانب پروردگارتان ؛ در مقابل يهود كه مكلّف بودند به قصاص ؛ ونصارا كه موظّف بودند به دية .
پس كسى كه - يعنى عفو كنندهاى كه - پس از گذشت ، « 1 » تعدّى كند ومثلًا قاتل را بكشد ، يا جارح را مجروح نمايد ، أو را عذابي است دردناك .
[ تفسير آيهء 179 - 180 ]
وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُوْلِي االأْلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ . [ 179 ]
واى صاحبان خرد ! براي مجتمع شما در تشريع حكم قصاص ، حيات وزندگى سالم وگوارا وبا آرامش است ؛ زيرا اين حكم ، يگانه رادع وقوىترين مانع از جرأت افرادِ مجتمع به كشتن يكديگر است ؛ ودر نتيجة ، سبب دوام حيات جامعه است . وهر فردى چون در وى انگيزهء قتل ديگرى پيدا شود ، طبعاً از ترس قصاص ، عقب مىكشد ؛ وأو را از قتل به ظلم وخود را از قتل قصاص ، نجات مىبخشد ؛ پس در قصاص ، حيات سالم جامعه است .
واين قانون ، تشريع شد ، تا شايد شما از خونريزى بپرهيزيد واز خداوند پروا كنيد .
كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَاالأْقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِينَ . [ 180 ]
بر شما مكلّفان در لوح محفوظ ودر اين كتاب نوشته ومقرّر شده - يا آن كه جملهء انشايى است ؛ ومراد ، آن كه : از حال ، نوشتم ومقرّر كردم كه هرگاه يكى از شما را مرگ فرا رسد وآثار وعلايم آن پديد آيد - اگر مالي ، باقي گذاشته ، سهمى از آن را
هامش
( 1 ) . در أصل : « در گذشت » .