نكنند ؛ چرا كه نپذيرفتن آنها ، بر پايهء عناد ولجاجت است ، نه شكّ وترديد ، تا با براهين رفع گردد . وتو نيز هرگز پيرو قبلهء آنان نيستى ؛ وبرخى از آنان نيز پيرو قبله برخى ديگر نيست .
يهودان كه رو به صخرهء بيت المقدس دارند ومسيحيان كه رو به مشرق مىكنند ، به خاطر تعصّب باطلشان ، هيچيك پيرو قبلهء ديگرى نمىشود .
وحتماً اگر تو پس از آن كه در اين امر ، دانشى بر تو رسيده ، از هواهاى نفساني آنها پيروى كنى ، در آن هنگام ، از ستمكاران خواهى بود .
واين تهديد ، در واقع ، تهديد امّت است .
[ تفسير آيهء 146 - 147 ]
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ . [ 146 ]
كساني كه به آنها كتاب آسمانى دادهايم - يعنى علماى يهود ونصارا ، كه با تورات وإنجيل آشنايى دارند - پيامبر اسلام را مىشناسند ، همانگونه كه پسرانشان را مىشناسند .
زيرا در تورات وإنجيل ، أوصاف جسمي محمّد صلى الله عليه وآله وفضايل روحي أو واصالت خاندانش ومحلّ نشأت وزمان دعوتش وكتاب آسمانى وچگونگىِ نزولش وپيروزى أو در غَزَوات وكمالات ديگرش ، مذكور شده است ، هر چند همه را بوسيلهء حذف از دو كتاب ، يا تحريف لفظ ، يا تحريف معنا ، يا تأويل به معناى ديگر ، برداشتند .
والبتّه گروهى از آنهايند كه حق را كتمان مىكنند ، در حالي كه از طريق كتاب عهدين وسنّت وارده از پيامبرانشان ، آن را مىدانند .
يعنى : برخى ديگر اقرار كردند واسلام آوردند .
الْحَقُّ مِن رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ . [ 147 ]
حق - دربارهء نبوّت وكتاب ودين وقبلهء تو وساير آنچه بر تو فرستادهايم وآنچه در تورات وانجيلِ أصيل از حقايق آمده - يكسره از جانب پروردگار تو است .
وآنچه أهل شرك وأهل كتاب در برابر خدا دارند - از عقايد خرافي وسيرهء