تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
تفسير : اصحاب شمال در ميان حرارت نفوذكنندهء آتش و آب جوشان هستند . و در سايه‌اى از دود غليظ سياه‌اند . سايه‌اى كه نه خنك است - مانند سايه‌هاى دنيا كه در آن استراحت كنند - و نه سودبخش است به كسى كه به آن پناه ببرد . ( آيهء 45 و 46 ) ( إِنَّهُمْ كَانُواْ قَبْلَ ذَ لِكَ مُتْرَفِينَ * وَ كَانُواْ يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنثِ الْعَظِيمِ ) لغت : حِنث يعنى گناه . تفسير : حقّاً كه آنها پيش از اين در دنيا صاحب نعمت‌هاى خوش‌گذران ، با نعمت‌هاى فراوان بودند . مراد تنعم ايشان به محرَّمات است كه ايشان را از تفكّر در امور حقّه و عاقبت مخالفت با اوامر و نواهى الهيه باز مىداشت . و بر گناهان بزرگ اصرار مىكردند و از آن نادم و تائب نمىشدند . مراد جميع گناهان كبيره يا سوگند دروغ بر آن كه حشر و نشر و معاد نخواهد بود است . ( آيهء 47 و 48 ) ( وَ كَانُواْ يَقُولُونَ أَلِذَا مِتْنَا وَ كُنَّا تُرَابًا وَ عِظمًا أَءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ * أَوَ ءَابَآؤُنَا الْأَوَّلُونَ ) تفسير : و به عنوان انكار مىگفتند : آيا هنگامى كه ما مرديم و خاك و پاره‌هاى استخوان شديم آيا حتماً ما برانگيخته مىشويم ؟ !