لغت :
مخضود يعنى خم شده از كثرت ميوه ، و يا به معنى بىخار است . طلح درخت موز ، و منضود يعنى روى هم قرار گرفته و چيدهشده . مسكوب يعنى ريختهشده .
تفسير :
در ميان باغ هايى از درخت سدر بىخار .
و درخت موز كه ميوههايش روى هم چيده و نشسته . يعنى از پايين تا بالاى درخت همه ميوه باشد كه هيچ ساق آن نمايان نباشد .
و سايهاى كشيده شده و گسترده و دائم كه هرگز كم نشود و زائل نگردد .
و آبى ريزان از آبشارها .
و ميوهء فراوان . يعنى انواع و رنگها و ويژگىهاى فراوان دارند ؛
كه نه تمام شدنى است و نه استفادهء از آن ممنوع است .
از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت شده است كه : هيچ ميوهاى از درخت بهشت نچينند مگر آن كه در موضع آن ، دو ميوه مانند آن روييده شود .
( آيهء 34 - 37 ) ( وَ فُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ * إِنَّآ أَنشَأْنهُنَّ إِنشَآءً * فَجَعَلْنهُنَّ أَبْكَارًا * عُرُبًا أَتْرَابًا )
لغت :
عُرُب جمع « عَروب » يا « عروبه » و آن زنى است كه به شوهرش اظهار عشق و محبت كند .
أتراب جمع « تِرب » به معنى هم سنّ و سال است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٨٩