[ آفرينش انسان و جن ]
( آيهء 14 - 16 ) ( خَلَقَ الْإِنسنَ مِن صَلْصلٍ كَالْفَخَّارِ * وَ خَلَقَ الْجَآنَّ مِن مَّارِجٍ مّن نَّارٍ * فَبِأَىّ ءَالَآءِ رَبّكُمَا تُكَذّبَانِ )
لغت :
صلصال يعنى گِل خشك . و فخّار گلى كه با آتش پخته ، و به صورت سفال و خزف درآمده باشد .
مارج اسم فاعل ، و مصدر آن « مَرْج » به معنى مخلوط شدن و آميخته شدن است .
تفسير :
انسان نخستين يعنى آدم و حوّا را از گِل خشكيدهاى مانند سفال كه از لجن متعفن گرفته شده بود آفريد . يا نوع انسان را مانند همنوعانشان از جانداران كه به يك تك سلولى منتهى مىشوند از لجن آفريده ، همانند كوزهگرى كه كوزههاى خود را از گل ساخته باشد .
و جن يا پدر آنها را از شعلهاى سفيد و سرخ و سياه ( شعلهاى با رنگى آميخته از اين سه رنگ ) از آتش آفريد .
پس اى گروه انس و جن ، كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان كه يكى از نعمتها خلقت و چگونگى خلقت شماست را تكذيب و انكار مىكنيد ؟ !
( آيهء 17 و 18 ) ( رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ * فَبِأَىّ ءَالَآءِ رَبّكُمَا تُكَذّبَانِ )
تفسير :
او پروردگار و آفريدگار دو مشرق و پروردگار و آفريدگار دو مغرب است . يعنى مشرق بهار و تابستان در رفت و برگشت خورشيد از خط استوا تا ميل اعظم شمالى ، و مشرق