لغت و اعراب :
أكمام جمع « كِمّ » به معنى غلافى است كه گل يا ميوه را مىپوشاند . الحبّ به معنى دانه - مانند گندم و جو - مىباشد ، و عصف به معنى برگ است . الريحان و الحبّ و النخل عطف به فاكهة است .
تفسير :
در آن ( زمين ) هر نوع ميوه و درخت خرما هست كه داراى خوشههاى غلاف دار است .
و نيز در زمين است دانه با ساق و برگ ( حبوبات ) كه غذاى شما و بخشى از آن قوت حيوانات شماست و گياهان خوشبو كه از عطر و بوى خوش آن بهرهمند مىشويد .
حاصل آن كه شما را در زمين نعمتهاى بسيار است كه از جملهء آنها خوردنىها و بوييدنىهاست .
( آيهء 13 ) ( فَبِأَىّ ءَالَآءِ رَبّكُمَا تُكَذّبَانِ )
تفسير :
پس اى گروه انسان و جن ، كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را كه ياد شد تكذيب و انكار مىكنيد و مىگوييد از خداوند نيست ؟ !
اين آيه و اين كلمات شريفه در اين سوره سى و يك بار تكرار شده است ، به جهت آن كه اين سوره مشتمل است بر ذكر نعمتهاى الهى ، و بعد از ذكر هر نعمتى اين آيه را تكرار نموده تا قاريان و سامعان ، پس از ذكر هر نعمتى ، از سوى خدا بودن آن را تصديق نمايند .
در كتاب كافى از جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت شده كه گفت :
هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله اين سوره را بر مردم خواند آنها سكوت كردند و چيزى نگفتند ، پس فرمود : هنگامى كه بر جنّيان خواندم فَبِأَىّ ءَالَآءِ رَبّكُمَا تُكَذّبَانِ آنها از شما در جواب من نيكوتر بودند ، گفتند : لا و لا بشيءٍ مِن آلاءِ رَبِّنا نكذّب : ما هيچ چيز از نعمتهاى پروردگارمان را تكذيب نمىكنيم .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 63
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٦٣