لغت :
حسبان مصدر ، و با « حساب » به يك معنى است .
[ سجدهء ستاره و درخت ]
تفسير :
خورشيد و ماه با حسابى معين و دقيق در جرياناند . خورشيد با حركت مستقيم غير متغير ، و ماه با حركت بىواسطه به دور زمين ، و باواسطه به دور خورشيد در جرياناند .
( آيهء 6 ) ( وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدَانِ )
لغت :
نجم گياهى كه ساقه نداشته باشد .
تفسير :
و گياه ( آنچه از زمين مىرويد و ساقه ندارد ) و درخت در برابر خدا تكويناً سجده مىكنند و مطيع فرمان تكوينى او هستند و همان مسيرى را كه خداوند مىخواهد و براى آن خلق شدهاند طى مىنمايند .
[ ميزان چيست ؟ ]
( آيهء 7 ) ( وَ السَّمَآءَ رَفَعَهَا وَ وَضَعَ الْمِيزَانَ )
تفسير :
و آسمان را برافراشت و قانون و ميزان را كه وسيلهء سنجش متناسب هر چيزى از عقايد و اخلاق و عمل و امور خارجى است بنهاد . يعنى از طريق پيامبران و الهام به عقول بشر به آنها تعليم كرد .
شايد معنى وَ وَضَعَ الْمِيزَانَ اين باشد كه خداوند براى هر چيزى ميزان و وسيلهء