[ داستان قوم ثمود ]
تفسير :
ثمود - يعنى قوم حضرت صالح - به سبب طغيانشان ، پيامبرى او را تكذيب كردند ؛
آن گاه كه شقىترين آنها به پا خاست و براى كشتن شتر صالح داوطلب شد .
پس پيامبر خدا به آنها گفت : از آسيب زدن به شتر خدا ( كه آن را به قدرت خود از سنگ براى شما درآورده است ) و از منع وى از سيراب شدن در نوبت خودش ( كه مقرّر شده بود يك روز او از آب استفاده كند و يك روز مردم ) بر حذر باشيد تا عذاب بر شما فرود نيايد .
اما آنها او را تكذيب كردند و شتر خدا را كشتند ، پس پروردگارشان آنها را به كيفر گناهشان و مخالفتشان با فرمان پيامبرشان و سركشى از حكم الهى ، به كلّى هلاك كرد و همه را با خاك يكسان نمود .
و خداوند از عاقبت آن كار و هلاك كردن آنها هم از كسى بيم ندارد .
در نهج البلاغه از حضرت امير المؤمنين عليه السلام روايت شده :
أيُّهَا النّاسُ ، إنَّمَا يَجْمَعُ النّاسَ الرِّضَا وَالسُّخْطُ ، وَإنَّمَا عَقَرَ نَاقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ ، فَعَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذَابِ لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضَا فَقَالَ :
فَعَقَرُوهَا فَأصْبَحُوا نَادِمينَ .
اى گروه مردمان ، جز اين نيست كه جمع نمايد مردم را در جزاى اعمال ، راضى بودن و خشمگين بودن ، و به درستى كه ناقهء ثمود را يك نفر پى نمود ، پس خداى متعال همهء آنها را عذاب كرد به جهت راضى بودن آنان به پى كردن آن شخص شتر را . « 1 » روايت شده كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله به امير المؤمنين عليه السلام فرمود :
يا على ، شقىترين پيشينيان كيست ؟ گفت : پىكنندهء ناقهء ثمود . حضرت فرمود :
راست گفتى ،
« فمن أشقى الآخرين :
پس شقىترين آخريان كيست ؟ گفت : نمىدانم يا رسول اللَّه . حضرت فرمود :
الَّذى يَضْرِبُكَ عَلى هذِهِ :
آن كسى كه شمشير بر اين موضع تو زند . و اشاره به فرق سر امير المؤمنين عليه السلام فرمود . « 2 »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، خطبهء 192 .
( 2 ) . مجمع البيان طبرسى ، ج 5 ، ص 499 و منهج الصادقين ، ذيل آيهء شريفه .