در بهشت باشد و جايى در جهنّم . مردى گفت : يا رسول اللَّه ، پس ما عمل را ترك كنيم ! فرمود : نه ،
اعْمَلُوا فَكُلٌّ مُيَسَّرٌ لِمَا خُلِقَ لَهُ ،
پس اين آيه را خواند . « 1 » و نيز از حضرت رسول صلى الله عليه و آله مروى است كه :
مَا طَلَعَتْ شَمْسٌ قَطُّ إلّابِجَنْبَيْهَا مَلَكَانِ يَقُولانِ : اللّهُمَّ عَجِّلْ لِمُنْفِقٍ خَلَفاً وَلِمُمْسِكٍ تَلَفاً ؛
هيچ روز آفتاب برنيايد ، مگر آن كه دو جانب او دو فرشته باشند كه مىگويند :
خدايا هر كه مالى در راه تو انفاق كند عوض او را به تعجيل به او برسان و هر كه از انفاق امساك كند مال او را تلف نما .
بعد از آن فرمود : مصدِّق ( يا مصداق ) اين سخن در قرآن است : فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَ اتَّقَى وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنَى فَسَنُيَسّرُهُ لِلْيُسْرَى . « 2 » ( آيهء 8 - 11 ) ( وَ أَمَّا مَنم بَخِلَ وَ اسْتَغْنَى * وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنَى * فَسَنُيَسّرُهُو لِلْعُسْرَى * وَ مَا يُغْنِى عَنْهُ مَالُهُو إِذَا تَرَدَّى )
لغت :
تردّى يعنى سقوط كرد يا هلاك شد .
تفسير :
و امّا آن كس كه بخل ورزيد و خود را بىنياز از خدا و يارى و ثواب او دانست و به اين خاطر به انجام طاعت و پرهيز از گناه توجّه نكرد ؛
و وعدههاى الهى و كلمهء توحيد و اسلام و ثواب و عقاب را تكذيب نمود ؛
پس به زودى او را به راه دشوارى آماده مىسازيم .
يعنى به جهت عناد و تكذيب و سوء اختيارش لطف و توفيق را از او باز مىگيريم و او را به خود وامىگذاريم ، تا روحيهاى پيدا كند كه پيمودن راه تقوا بر او سخت باشد و از اين جهت به انجام گناه رو آورد .
هامش
( 1 ) . تفسير ابو الفتوح ، ج 12 ، ص 105 .
( 2 ) . تفسير ابو الفتوح ، ج 12 ، ص 104 .