لغت :
وسق فعل ماضى يعنى جمع كرد . اتّساق در اين جا به معنى كامل شدن است .
[ شگفتى از بىايمانى و بىسجدگى اهل عذاب ]
تفسير :
پس سوگند به سرخى مغرب كه بعد از آفتاب در افق پيدا مىشود ؛
و سوگند به شب و آنچه كه جمع آورى كند ؛
يعنى به هر چه تاريكى شب آن را جمع كند و فرو پوشد بعد از آن كه در روز منتشر بوده باشد ، از انواع جنبندهها ، چه در شب هر جنبندهاى به مأواى خود رجوع مىكند .
و سوگند به ماه آن گاه كه از حال « هلالى » به تدريج نورش كامل گردد تا در شب چهاردهم ماه به مرتبه « بدر » بودن برسد .
لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ : اين آيه جواب قسمهاى سه گانهء ياد شده است .
كه بىترديد شما حالى را پس از حالى خواهد پيمود .
يعنى در دنيا مسير تكاملى جسم و بدنتان را از حال نطفه بودن تا حال مرگ كه بيش از سى حالت است خواهيد پيمود و در سير تكاملىِ روحتان از حال پذيرش اسلام تا رسيدن به قرب الهى و كمال قرب را خواهيد پيمود ، و پس از دنيا از حال ورود به برزخ و انتقال به قيامت و مواقف آن تا ورود به بهشت خواهيد پيمود .
( آيهء 21 - / 20 ) ( فَمَا لَهُمْ لَايُؤْمِنُونَ * وَ إِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْءَانُ لَايَسْجُدُونَ )
تفسير :
پس كافران را چه شده كه با اين همه شواهد و نشانههاى روشن ايمان نمىآورند و خدا و قيامت و پيامبرى پيامبر و آسمانى بودن قرآن را تصديق نمىكنند ؟ !
و چون قرآن بر آنها تلاوت شود خضوع نمىكنند و به سجده نمىافتند ؟ !
به اتّفاق علماى اماميه سجدهء بعد از تلاوت اين آيه مستحب است .