كه پس از آن ياد شده مربوط به حضرت رسول صلى الله عليه و آله باشد . « 1 » ( آيهء 22 ) ( وَ مَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ )
تفسير :
بعد از بيان حقّيت قرآن و نزول آن از نزد حضرت منّان ، به كافران خطاب فرمايد كه : و مصاحب و رفيق شما - يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله - ديوانه نيست .
اين كلام نيز جواب قسم است ، يعنى سوگند به امور مذكوره كه قرآن به توسط جبرئيل از نزد حضرت سبحان بر پيامبر صاحب كرامت نازل شده و پيامبر ، مجنون نيست ، چنانچه كفّار مىگويند ؛ بلكه عقل كل و خاتم رسل است .
( آيهء 23 - 26 ) ( وَ لَقَدْ رَءَاهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ * وَ مَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ * وَ مَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطنٍ رَّجِيمٍ * فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ )
تفسير :
و حقّاً كه اين پيامبر ، او را - يعنى جبرئيل را - در آن كرانهء روشن و افق بالاتر از افق آدميان و كرانهء فرشتگان ديده است .
و نيز در وصف پيامبر فرمايد : و او بر غيب - يعنى بر آنچه به وحى دريافت نمود - بخيل نيست كه آن را پنهان كند و بيان نكند يا تغيير دهد يا تأخير اندازد يا مخلوط نمايد .
و اين قرآن ، گفتار شيطان رانده شده از درگاه خداوند نيست .
پس به كجا مىرويد ؟ يعنى از سخن بدين راستى و درستى ، چرا اعراض مىكنيد و با وجود حق بودن آن ، آن را به سحر و كهانت و اساطير الاولين نسبت مىدهيد ؟ !
هامش
( 1 ) . تفسير التبيان ، طوسى ، ج 10 ، ص 286 .