تفسير :
آن روز است كه هر كسى آنچه را از خير و شرّ براى خود در دنيا حاضر كرده و انجام داده مىفهمد .
اين آيه جواب شرطهايى است كه قبلًا ذكر شد .
مراد آن است كه تا آدمى اين دوازده حال كه مذكور شد ، شش در دنيا و شش در آخرت ، مشاهده نكند ، نمىداند با خود چه كرده است . و چون بداند كه با هر خيرى ، كرامتى و عطايى است و با هر شرّى ، ملامتى و عتابى باشد ، حسرت مىخورد كه چرا زيادتر كار نيك نكرده و بر بدىهايى كه كرده غصه مىخورد چرا به جا آورده ؟ ! و آن حسرت و اندوه فايده ندهد .
در خبر است كه يكى نزد ابن مسعود اين سوره را تلاوت نمود . چون به اين آيه رسيد ، گفت :
« وَا انْقِطَاعَ ظَهْرَاهُ » « 1 »
پشت من شكسته شد .
( آيهء 15 - 18 ) ( فَلَآ أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ * الْجَوَارِ الْكُنَّسِ * وَ الَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ * وَ الصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ )
لغت :
خنّس جمع « خانس » به معنى پنهانشونده . كنّس جمع « كانس » و آن هم به معنى پنهانشونده است . عسعس فعل ماضى به معنى « رو آورد » و « پشت كرد » به هر دو معنى هست .
تفسير :
نه ، نه پس سوگند به ستارگانِ پنهانشونده در روز ، و به ستارگان بازگردنده در شب .
نزد بعضى از مفسّران ، مراد جميع كواكباند كه خُنّس ، پنهان شدن آنها در روز است .
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 164 .