اگرچه مىدانم كه اجابت نخواهد كرد . حضرت عرض كرد : بار خدايا ، پس دعوت من چه فايده دارد ؟ ندا رسيد : تا بر او حجّت تمام شود و روز قيامت نگويد : براى من پيامبر نفرستادى !
اين دالّ است بر نهايت لطف خداوند نسبت به بندگان ، چه هرگاه لطف او با كسى كه دعوى خدايى كرد ، بدين مرتبه باشد كه حضرت موسى عليه السلام را فرمايد كه با او سخن نرم گوى و با او مدارا كن ، از اين جا معلوم مىشود كه لطف وى نسبت به دوستان در چه مرتبه خواهد بود .
( آيهء 20 - 26 ) ( فَأَرَلهُ الْأَيَةَ الْكُبْرَى * فَحَشَرَ فَنَادَى * ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى * فَكَذَّبَ وَ عَصَى * فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى * فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْأَخِرَةِ وَ الْأُولَى * إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَعِبْرَةً لّمَن يَخْشَى )
تفسير :
پس حضرت موسى عليه السلام به امر الهى نزد فرعون رفت و تبليغ رسالت نمود ، پس آن معجزه و نشانهء بسيار بزرگ توحيد و پيامبرى خود - يعنى عصايى كه متحول به اژدها شد - را به او نشان داد .
پس او تكذيب نمود و نافرمانى كرد . و بعد از مشاهدهء معجزه گفت : اين از نزد خدا نيست ؛ بلكه سحر موسى است .
آن گاه پشت كرد در حالى كه بر ضدّ موسى مىكوشيد ؛
پس قوم خود را گرد آورد و ندا در داد يا منادى از جانب او ندا كرد .
پس گفت : من پروردگار برتر و والاتر شما هستم .
او به خاطر انفاقات مالى و ادارهء امور مردم ، خود را ربّى بالاتر از بتها و ساير ربها كه آنها به آن قائل بودند مىديد .
روايت شده است كه چون فرعون معجزات موسى را ديد ملزم شد ؛ امّا نخواست كه
تفسير روان (فارسى) — صفحة 380
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٨٠