تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥

[ حوادث قيامت ]

( آيهء 7 - 12 ) ( فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ * وَ خَسَفَ الْقَمَرُ * وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ * يَقُولُ الْإِنسنُ يَوْمَلِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ * كَلَّا لَاوَزَرَ * إِلَى رَبّكَ يَوْمَلِذٍ الْمُسْتَقَرُّ ) لغت : وَزَر يعنى ملجأ و پناه و پناهگاه . تفسير : ( پاسخ به او اين است : ) پس آن گاه كه چشم از سختى مرگ يا هول محشر باز ايستاد و خيره گشت ؛ و هنگامى كه نور اين ماه خاموش شد و تيره گشت ؛ و خورشيد و ماه در گرفتگى نور يا در نزديكى به زمين يا در جوّ و فضا با هم شدند ( يا با هم جمع شدند ) ؛ در آن روز ( كه علامت‌هاى قيامت واقع مىشود ) انسان از شدّت هول و فزع مىگويد : راه فرار و گريز كجاست ؟ ! كَلَّا لَاوَزَرَ : نه ، آن روز پناهگاهى نيست كه فرار به سوى او سودى براى فراركننده داشته باشد . قرارگاه نهايى ( همهء موجوداتى كه از ابتداى خلقت به طرف او روان‌اند ) يا قرارگاه‌نهايى انسان‌ها در آن روز ، تنها به سوى پروردگار تو است ( كه بر حسب اختلاف درجات در بهشت يا دوزخ استقرار يابند ) و هيچ قرارگاه ديگرى جز او نيست كه بتوانند به سوى آن بگريزند . ( آيهء 13 ) ( يُنَبَّؤُاْ الْإِنسنُ يَوْمَلِذِ بِمَا قَدَّمَ وَ أَخَّرَ ) تفسير : انسان را در آن روز به آنچه در دنيا انجام داده و به آخرت خود از پيش فرستاده ، و آنچه را به تأخير انداخته و انجام نداده خبر مىدهند يعنى پاداش و كيفر آن را مىبيند .