تفسير :
چنين نيست كه مىگويند ( مىگفتند : قرآن كلام الهى نيست و سِحر است ) ؛ بلكه اين قرآن وسيلهء تذكّر و يادآورى است .
پس هر كس بخواهد مىتواند قرآن را ياد كند ( اگر با انصاف و حقپذيرى به آن نگاه و در آن تأمّل كند قرآن او را پند مىدهد و او مىتواند از قرآن پند بگيرد و بهرهمند شود و كمال يابد ) .
وَ مَا يَذْكُرُونَ . . . : و ياد نمىكنند قرآن را - يعنى پند نمىگيرند و استفاده نمىكنند - مگر آن كه خدا بخواهد ( زيرا ارادهء اختيارى آنها نيز مانند اعمال خارجىشان در تحت ارادهء تكوينى خداست كه اگر خدا نخواهد تحقّق نيابد ) .
او ( خدا ) سزاوار اين است كه از او پروا شود و از محرّمات او اجتناب گردد و او سزاوار آمرزيدن است .
از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه در ذيل اين آيه فرمود :
خداى متعال فرمايد : من سزاوار هستم كه از من پروا داشته باشند و بندهء من ، شريك براى من قرار ندهد و من سزاوارم به اين كه اگر بندهء من براى من چيزى را شريك قرار نداد ، او را به بهشت داخل نمايم . « 1 » و فرمود :
خداى تعالى به عزّت و جلال خود سوگند ياد فرموده كه : اهل توحيد را به آتش عذاب نفرمايد . « 2 »
هامش
( 1 ) . نور الثقلين ، ج 5 ، ص 460 به نقل از كتاب توحيد صدوق رحمه الله .
( 2 ) . مدرك ياد شده ، ص 461 .