وَ كُنَّا نُكَذّبُ بِيَوْمِ الدّينِ : و روز جزا را تكذيب مىكرديم و به آن اعتقاد نداشتيم .
حَتَّى أَتَلنَا الْيَقِينُ : تا آن كه مرگ ما فرا رسيد و يقين به تحقّق آن پيدا كرديم .
ممكن است مقصود اين باشد كه جهنميان در پاسخ بهشتيان مىگويند : ما همه مبتلا به اين چهار خصلت بوديم . و ممكن است منظور اين باشد كه هر گروه به بعضى از اين چهار موضوع مبتلا بودهاند .
فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفعَةُ الشفِعِينَ : پس آنها را شفاعت شفيعان سودى نخواهد بخشيد .
يعنى كسى كه حق شفاعت داشته باشد ، از آنان شفاعت نمىكند ؛ زيرا با اين چهار خصلت استحقاق شفاعت شافعان را ندارند .
و شفاعت براى اهل شك و شرك و كفر و انكار نمىباشد ؛ بلكه براى موحّدان گناهكار خواهد بود .
( آيهء 49 ) ( فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ )
تفسير :
پس آنها يعنى كافران معاند را چيست ( چه شده ) كه از پند و اندرز و تذكّر روىگرداناند ؟ !
[ گورخران رميده از شير ! ]
( آيهء 50 و 51 ) ( كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ * فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةِ )
تفسير :
گويى گورخرانى رميدهاند !
كه از چنگ صيادى يا شيرى گريخته و فرار كرده باشند .
يعنى همانطور كه گورخر از بشر يا صياد فرار مىكند اينها از قرآن و پند گرفتن از آن فرارى و روىگردان هستند .