تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
بسيارى از كلام مردم را كه زبان آنها را هيچ ندانيم نمىفهميم . در اكمال الدين از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود : حضرت داوود هر وقت زبور مىخواند ، باقى نمىماند نه كوهى و نه سنگى و نه پرنده‌اى مگر آن كه جواب مىداد او را . بحار از خرايج نقل نمايد كه حضرت سيّد الشهدا عليه السلام در حال كوچكى ، صداى عدّه‌اى از پرندگان را بيان فرمايد و در آخر فرمايد : مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَىْءٍ إلّاوَلَهُ تسبيح بِحَمْدِ رَبِّهِ ؛ خلق نفرمود خدا چيزى را ، مگر آن كه براى اوست تسبيح و ستايش پروردگارش . بعد تلاوت نمود : وَ إِن مّن شَىْءٍ إِلَّا يُسَبّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِن لَّاتَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ .

[ لزوم تطابق كردار با گفتار ]

( آيهء 2 و 3 ) ( يأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَاتَفْعَلُونَ * كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَاتَفْعَلُونَ ) لغت و اعراب : مقتاً تمييز است و منصوب . يعنى قول بىعمل بزرگ است از حيث مقت بودن ، و مقت مصدر به معنى مفعول يعنى مبغوض . أن تقولوا . . . فاعل كبر است يا أن تقولوا . . . مبتدا و كبر . . . خبر آن است . تفسير : اى كسانى كه به خدا و رسول و قيامت ايمان آورده‌ايد ، چرا چيزى را مىگوييد كه عمل نمىكنيد ؟ ! چرا وعدهء با قصد تخلّف مىدهيد ؟ ! در نزد خدا بسيار مبغوض است كه چيزى را بگوييد كه به جا نمىآوريد . كسى كه چيزى مىگويد و عمل نمىكند دو جور است 1 - اين كه هنگام گفتن عازم است كه عمل نكند . اين گفتار ، قبيح و مذموم و مورد نهى آيهء شريفه است . 2 - آن كه جازم باشد كه به جا آورد ؛ لكن نمىداند در ثانى الحال به انجام آن موفق خواهد شد يا نه ؟ اين