تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
معظم لذّات دنيا مبتنى بر اين امور است ، پس معلوم شود كه قدر و منزلت آن چه اندازه باشد ؟ « 1 » حضرت رسول صلى الله عليه و آله روزى با جمعى از صحابه بر بزغالهء مرده‌اى گذشت ، ديد متورّم و متعفّن شده و كنار راه افتاده است ، فرمود : كيست اين را به درمى بخرد ؟ گفتند : يا رسول اللَّه ، در زندگى به يك درم نمىارزيد ، اكنون كه مردهء گنديده است كه او را به درمى بخرد ؟ فرمود : به خدا سوگند كه دنيا نزد حق تعالى حقيرتر از اين بزغاله است . « 2 » كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطمًا . . . : سپس حق تعالى در بىاعتبارى دنيا و سرعت زوال آن تمثيل فرموده به اين مثل كه دنيا همانند بارانى است كه گياهان سرسبز حاصل از آن كشاورزان را به شگفت آورد ، سپس پژمرده شود و آن را زرد بينى ، سپس خشك و شكسته و خرد شود و پراكنده گردد . يعنى عاقبت دنيا كه انسان طالب آن است مانند عاقبت اين مزروع است در حينى كه غايت اميدوارى و دلبستگى به آن است ، ناگاه سيل اجل رسيده با هزاران حسرت ، ثمرات آرزوهاى او را نابود مىسازد ؛ بنابراين چنانچه اين زرع را عاقبت خوشى نباشد ، همچنين مغرور و فريفتهء دنيا را سرانجامِ پسنديده نخواهد بود و شايد عذاب هم داشته باشد چنانچه فرمايد : وَ فِى الْأَخِرَةِ . . . : و در آخرت عذابى سخت براى كسانى است كه همهء عمر را در طلب دنيا و ماديات گذرانيده و خدا را فراموش كرده باشند ، و آمرزش و خشنودى خدا براى كسانى است كه اهل ايمان و اطاعت و عبادت بوده و دنيا آنان را از ياد خدا غافل نكرده باشد . وَمَا الْحَيَوةَ . . . : و زندگى دنيا جز متاع و بهرهء فريب‌دهنده نيست . دنيا متاع غرور است نسبت به كسى كه به آن مغرور شود و آن را به جهت لذّات نفس و هوى و شهوات به كار برد و از مقاصد آخرت باز ماند ؛ و امّا اگر صاحب دولتى مدد و توفيق الهى شامل حالش شود به وسيلهء اسباب دنيوى در تحصيل مقاصد اخروى سعى نمايد و به سبب آن رضايت خدا را جلب كند براى او متاع سُرور خواهد بود نه غرور ، و لهذا سعيد بن
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 9 ، ص 186 . ( 2 ) . مدرك ياد شده .