تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
لغت : أمانى جمع « امنيه » و آن به معنى آرزوست . تفسير : منافقان ، مؤمنان را ندا مىدهند كه آيا ما در دنيا با شما نبوديم ؟ ! با شما در مسجد حاضر مىشديم و نماز مىخوانديم ، با شما روزه مىگرفتيم ، با شما رفت و آمد و مجالست داشتيم ( يعنى مسلمان بوديم ) ! مؤمنان به آنان گويند : آرى ظاهراً با ما بوديد ؛ لكن شما خود را به هلاكت انداختيد و منافق بوديد و نابودى اسلام را مىخواستيد و هر شرّى را براى مؤمنان و پيامبر انتظار مىكشيديد و در دين حق و پيامبرى پيامبر شك كرديد و آرزوىهاى باطل شما را مغرور ساخت تا فرمان خدا به هلاكتتان رسيد و شيطان فريبنده ، شما را در بارهء خدا فريب داد . انس بن مالك روايت نموده : روزى حضرت رسول صلى الله عليه و آله به اصحاب موعظه مىفرمود ، در اثناى آن ، خطهايى بر زمين كشيد ، بعد يك خط بر سر آنها كشيد . فرمود : مىدانيد اين چيست ؟ عرض كردند : نه يا رسول اللَّه . فرمود : اين خطها مثل آرزوهاى فرزند آدم است ، و آن يك خط ، مرگ است كه بر ايشان واقع خواهد شد و همهء آمال و امانى ايشان را باطل مىسازد ، چنانچه خدا فرموده : حَتَّى جَآءَ أَمْرُ اللَّهِ وَ غَرَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ . « 1 » ( آيهء 15 ) ( فَالْيَوْمَ لَايُؤْخَذُ مِنكُمْ فِدْيَةٌ وَ لَامِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مَأْوَلكُمُ النَّارُ هِىَ مَوْلَلكُمْ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ ) لغت : مولى به معنى « اولى » است .
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 9 ، ص 181 .