تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
( آيه 94 - 96 ) ( فَأَقْبَلُواْ إِلَيْهِ يَزِفُّونَ * قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ * وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ مَا تَعْمَلُونَ ) لغت : يزفّون فعل مضارع و مصدر آن « زفّ » به معنى سرعت در سير و راه رفتن است . تنحتون فعل مضارع و مصدر آن « نحت » به معنى تراشيدن است . تفسير : چون قوم از عيدگاه برگشتند به بتخانه آمدند و بت‌ها را خرد شده ديدند ، پس از هم مىپرسيدند كه اين كار چه كسى بوده است ؟ بعضى گفتند : اين كار ابراهيم است كه هميشه بت‌ها را نكوهش مىنمود . پس به اتهام اين عمل شتابان به سوى او رو آوردند ، و او را گرفته نزد نمرود بردند . بعد از مباحثه و مجادلهء بسيار ( كه در سورهء انبيا ذكر شد ) ابراهيم گفت : آيا چيزى را كه خود مىتراشيد پرستش مىكنيد ؟ ! ( استفهام انكارى و توبيخى است ) يعنى چگونه نزد عقل صحيح باشد كه شخصى مصنوع خود را پرستش نمايد ؟ ! پس به جهت زيادتى انكار فرمود : در حالى كه خداوند ، شما و آنچه را انجام مىدهيد ( عمل شما را ) آفريده است يا خودتان و مواد معبودهاى شما ( سنگ و چوب ) مصنوع حقيقى خداست . ( آيه 97 ) ( قَالُواْ ابْنُواْ لَه‌ُو بُنْينًا فَأَلْقُوهُ فِى الْجَحِيمِ ) لغت : بنيان به معنى بناست .