( آيه 87 ) ( فَمَا ظَنُّكُم بِرَبّ الْعلَمِينَ )
تفسير :
پس گمانتان دربارهء پروردگار جهانيان چيست ؟ آيا او رب نيست يا اذن پرستش ديگران را داده يا مشركان را عذاب نمىكند كه پرستش او را ترك و به ستايش و پرستش غير و اقدام مىكنيد و يا ايشان را شريك او مىسازيد .
و حال آن كه او شما را آفريده و شما را روزى داده ، و تمام لوازم وجوديهء شما را مهيّا ساخته و به احسن وجه شما را تربيت فرموده ؛ بلكه مربّى تمام عوالم ، ذات يكتاى او باشد .
بت پرستان به گفتههاى آن حضرت اصلًا التفات ننموده گفتند : فردا عيد ماست ، امروز طعام طبخ كنيم ، فردا به صحرا رويم و اطعمهء رنگارنگ و گوناگون در اطراف بتان نهيم .
بعد از مراجعت از صحرا به بتخانه رويم و آن طعامها را براى تيمن و تبرك قسمت كنيم . تو فردا رفيق ما باش ، به بتخانهء بيا تا تجمُّل و تزئين بتان و صور و اشكال آنها را نظر كنى و ما مىدانيم بعد از تماشا ديگر ما را در پرستش آنها ملامت نخواهى نمود . حضرت جوابى نفرمود ، روز ديگر او را به صحرا دعوت نمودند :
( آيه 88 و 89 ) ( فَنَظَرَ نَظْرَةً فِى النُّجُومِ * فَقَالَ إِنّى سَقِيمٌ )
تفسير :
پس به نظر تأمل در اوضاع ستارگان نگريست تا زمان عروض بيمارى خود را تشخيص دهد ، پس گفت : همانا من در شرف بيماريم و با شما براى مراسم عيد بيرون نمىآيم .
تبصره : مقصود حضرت از جملهء إِنّى سَقِيمٌ با اين كه در آن هنگام بيمار نبود چيست ؟
مفسّران چند احتمال دادهاند ، از جمله همان كه ما ياد كرديم كه مقصود او اين بود كه در شرف بيماريم و اين مطلب را خداوند به او وحى كرده بود و يا از نظر در اوضاع ستارگان يافته بود .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 76
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٧٦