مختلف و گوناگون هستيد .
يعنى گاهى او را شاعر و زمانى ساحر و وقتى كاهن و گاهى مجنون گوييد ، و قرآن را گاهى سحر مىدانيد ، و زمانى سخن جن و شيطان ، و گاهى شعر و زمانى افترا ، و گاهى افسانه مىخوانيد .
يا گفتار شما دربارهء قيامت مختلف است . و غرض از اين آيه آن است كه ايشان تأمّل و تفكّر كنند و بدانند كه حق بودن همهء اين اقوال متفاوته محال است ، پس به وسيلهء دلايل ظاهره ، حق را تشخيص دهند و از آن پيروى كنند تا از هلاكت ابدى نجات يابند و به سعادت سرمدى برسند .
يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ : كسى كه از هر خير و سعادتى منحرف شده او از پيامبر و قرآنش منحرف مىگردد يا آن كه در علم ازلىِ خداوند از سعادت محروم بوده از اين پيامبر و قرآن باز گردانده مىشود .
در تأويل اين آيه از حضرت باقر عليه السلام روايت شده كه :
مَن افِكَ عَن الولايةِ افِكَ عَن الجَنَّة « 1 »
: هر كه از ولايت باز گردانيده شد از بهشت باز گردانيده شده است .
( آيهء 10 - 14 ) ( قُتِلَ الْخَرَّ صُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِى غَمْرَةٍ سَاهُونَ * يَسَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدّينِ * يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ * ذُوقُواْ فِتْنَتَكُمْ هذَا الَّذِى كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ )
لغت :
خرّاص به معنى بسيار حدس زننده و در اين جا به معنى كذّاب و بسيار دروغ گوينده مىباشند .
غمرة در اين جا به معنى جهل و غفلتى است كه انسان را فرا مىگيرد . يفتنون در اين جا
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 422 .