لغت و اعراب :
انقلاب يعنى بازگشتن . أهلى جمع اهل ، و نون آن به اضافه افتاده است . ظنّ السوء مفعول مطلق . بور يعنى هلاك شده يا هلاكشونده .
[ ماهيت و سزاى ترككنندگان جنگ ]
تفسير :
عذر واقعى شما در ترك شركت در جبهه و جهاد آن نبود كه مىگوييد ؛ بلكه شما گمان كرديد كه ديگر اين پيامبر و مؤمنان هرگز به سوى كسان خود باز نمىگردند و به دست كفّار قريش كشته مىشوند و اين گمان باطل در دلهاى شما آراسته و زينت گرديد و گمان بد به خدا برديد كه خداوند پيامبرش را يارى نخواهد نمود و او و مؤمنان به او و دين او از بين خواهند رفت ! و شما گروهى فاسد و مستحق هلاكت بوديد .
( آيهء 13 ) ( وَ مَن لَّمْ يُؤْمِن بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَإِنَّآ أَعْتَدْنَا لِلْكفِرِينَ سَعِيرًا )
لغت :
أعتدنا فعل ماضى به معنى آماده كردهايم .
تفسير :
و هر كس به خدا و پيامبر او ايمان نياورد بداند كه البته ما براى كافران آتشى افروخته و سوزان مهيّا و آماده كردهايم .
تنبيه : آيهء شريفه دلالت دارد بر آن كه ايمان به رسول و ايمان به خدا هر دو لازم است و اگر ايمان به خدا باشد و لكن ايمان به پيامبر او نباشد فايدهاى نخواهد داشت .
( آيهء 14 ) ( وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّموَ تِ وَ الْأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَن يَشَآءُ وَيُعَذّبُ مَن يَشَآءُ وَ كَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا )