لغت و اعراب :
تعزّروه و توقّروه هر دو فعل مضارع از باب تفعيل ، و تعزير به معنى يارى كردن توأم با احترام ، و توقير به معنى تعظيم است . شاهداً . . . حال از ضمير أرسلناك است .
[ اهداف رسالت ]
تفسير :
به راستى ما تو را شاهد و گواه بر عقايد و اعمال امّتت ( در دنيا به تحمّل شهادت كه گواه باشى بر آنچه از امّت تو صادر شود از ايمان و كفر و اطاعت و معصيت ، و در روز جزا به اداى شهادت و گواهى دادن به آنچه شاهد بودهاى ) و مژدهدهندهء مطيعان و مؤمنان و بيم دهندهء كافران و گنهكاران فرستادهايم .
لّتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ . . . : اين ارسال رسولِ شاهد و مبشّر و منذر براى آن است كه اى مردم ، به خدا و وحدانيت او و رسالت و نبوّت رسول او ايمان بياوريد و تصديق كنيد و پيامبر و دين او را با زبان و مال و دست و جان يارى ، و او را تعظيم نماييد و بامدادن و شامگاهان خدا را تسبيح گوييد و او را به پاكى از هر نقص و عيب ياد كنيد .
تبصره : آيهء شريفه دالّ است بر وجوب تعظيم و توقير حضرت رسول صلى الله عليه و آله ؛ زيرا جلالت شأن آن وجود مقدّس به مرتبهاى است كه فوق عالم امكان و علت غايى ماسوا و رهنماى كل بشر از وادى ضلالت به شاهراه سعادت و خاتم النبيين است ، و احترام نسبت به نام شريف او و حديث او و سنّت او و شنيدن نام او و اهل بيت او ، تمام در احترام و توقير و تعظيم آن سرور داخل است .
شأن نزول : پس از اين كه كفّار حضرت را از دخول به مسجد الحرام منع كردند ، و صلح حديبيه واقع شد حضرت رسول صلى الله عليه و آله اصحاب را در زير درخت جمع و ايشان را به تجديد بيعت امر نمود ، اصحاب به رغبتى تمام دست بر دست پيغمبر نهاده بيعت كردند كه تا زمان موت پيروى نمايند و مخالفت نكنند . و به جهت كمال رغبت ايشان بود كه اين بيعت مسمّا شد به بيعة الرضوان و آيهء شريفهء 10 نازل شد كه :