مراد از دعوتكننده در اين آيه حضرت رسول صلى الله عليه و آله است كه اعراب ياد شده را به غزوات و قتال اقوام شجاع و قوى امر نمود مانند حنين و طائف و موته و تبوك و غير آنها .
پس اگر فرمان برديد كسى را كه داعى شماست به جهاد كفّار ، و اجابت نموديد دعوت او را خداوند مزدى نيكو كه غنيمت است در دنيا و بهشت است در آخرت به شما مىدهد ، و اگر روى برگردانديد و پشت كرديد و قبول دعوت او را اجابت نكرديد - همان گونه كه پيش از اين در سفر حديبيه روى گردانديد و اجابت نكرديد - خداوند شما را به عذابى دردناك عذاب مىكند .
( آيهء 17 ) ( لَّيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَ لَاعَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لَاعَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَ مَن يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهرُ وَ مَن يَتَوَلَّ يُعَذّبْهُ عَذَابًا أَلِيمًا )
لغت :
أعمى كور ، أعرج لنگ ، و حرج در اين جا به معنى گناه است .
تفسير :
شأن نزول : چون وعيد متخلفان را مسلمانان شنيدند ، ترسان شده خدمت حضرت رسول عرض كردند ما به واسطهء عجز و ضعف و مرض از جهاد تخلّف مىكنيم ، آيا حال ما چه باشد ؟ آيهء شريفه نازل شد :
بر نابينا اگر در جهاد شركت نكند گناهى نيست ، و بر لنگ گناهى نيست و بر بيمار گناهى نيست ؛ زيرا اينها از شركت در جبهه معذورند و عذر آنها ( بر خلاف منافقان ) واقعى و مقبول است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 456
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٥٦