لغت و اعراب :
ضمير رأوه به عذابى كه به آنها وعده داده شده بود برمىگردد .
بعضى عارض در اين جا را به معنى ابر گسترده دانستهاند .
مستقبل منصوب و حال از ضمير « رأوه » . ممطر يعنى مطرآور و مطر به معنى باران است . تدمّر فعل مضارع يعنى نابود مىكند .
تفسير :
پس چون عذاب را به صورت ابرى گسترده ديدند كه رو به سوى درّهها و آبگيرهاى آنان نهاده ، گفتند : اين ابرى است بارانزا براى ما ! هود گفت : نه ؛ بلكه آن همان عذاب است كه با شتاب خواستيد ، بادى است كه در آن عذاب دردناك است .
بادى است كه همه چيز را از نفوس و اموال به فرمان پروردگارش هلاك و نابود مىسازد . پس آنها آن چنان نابود شدند كه جز منزلها و مسكنهاى آنها ديده نمىشد .
يعنى هر كه از آن جا عبور مىكرد فقط خانههاى خالى را مىديد . اين گونه ما گروه مجرمان را كه در كفر و معصيت فرو رفته باشند كيفر مىدهيم .
( آيهء 26 ) ( وَ لَقَدْ مَكَّنهُمْ فِيمَآ إِن مَّكَّنكُمْ فِيهِ وَ جَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَ أَبْصرًا وَ أَفِدَةً فَمَآ أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَ لَآأَبْصرُهُمْ وَ لَآأَفِدَتُهُم مّن شَىْءٍ إِذْ كَانُواْ يَجْحَدُونَ بَايتِ اللَّهِ وَ حَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِءُونَ )
لغت :
إن در إن مكنا . . . را برخى به معنى « ما » نافيه دانستهاند . حاق فعل ماضى يعنىفرا گرفت .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 414
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤١٤