معبودهاى خود برگردانى ؟
پس اگر ازراست گويانى آنچه را به ما وعده مىدهى از نزول عذابهاى ناگهانى و دسته جمعى بياور .
( آيهء 23 ) ( قَالَ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَ أُبَلّغُكُم مَّآ أُرْسِلْتُ بِهِ وَ لكِنّى أَرَلكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ )
تفسير :
حضرت هود در پاسخ به استعجال آنها به عذاب گفت : جز اين نيست كه علم به اين كه آن عذاب چيست و چگونه است و در چه زمانى است ؟ نزد خداوند است .
پس هر زمان كه حكمت او مقتضى باشد وقوع آن خواهد بود ، كار من اين است كه شما را دعوت كنم ، و به شما آنچه فرستاده شدم به آن از اوامر و نواهى برسانم . و لكن شما را گروهى مىبينم كه جهل مىورزيد ، يعنى نمىدانيد صلاح و نجات شما در چيست ؟ و استعجال عذاب كه از فعل جهال است از من طلب مىكنيد .
ايشان از سخن حضرت هود متنبّه نشده بر گمراهى و كفر خود اصرار كردند ، حق تعالى سه سال باران را از آنان منع كرد تا به قحط و غلا مبتلا شدند . حضرت به ايشان فرمود :
ايمان آوريد تا باران ببارد و بلا رفع شود و الّا به عوض باران عذاب بر شما نازل شود .
يكى از آنها بر سبيل طنز و عناد گفت : ما را عذاب مىبايد نه باران !
( آيهء 24 و 25 ) ( فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُّسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُواْ هذَا عَارِضٌ مُّمْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُم بِهِ رِيحٌ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌ * تُدَمّرُ كُلَّ شَىْءِ بِأَمْرِ رَبّهَا فَأَصْبَحُواْ لَايُرَى إِلَّا مَسكِنُهُمْ كَذَ لِكَ نَجْزِى الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ )
تفسير روان (فارسى) — صفحة 413
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤١٣